قرمز یواش (لب خط) 1399
این فیلم روایت جوانی به اسم رضا است که در جنوب تهران «لب خط» زندگی میکند و از معدود آدمهایی در دنیاست که سندرم هایپرتیمزیا دارد.
این فیلم روایت جوانی به اسم رضا است که در جنوب تهران «لب خط» زندگی میکند و از معدود آدمهایی در دنیاست که سندرم هایپرتیمزیا دارد.
پژمان دانشجوی المپیاد کشوری است که پس از بازگشت از سفر خارج در مراسم مهمانی متوجه می شود،پسرعموی خلبانش شهید شده است.او که سال هاست شیمیایی بوده و در جنگ همرزم پدرشاهین بوده،اکنون به شهادت رسیده است.زمانی که شاهین به محل زندگی پسرعموی خود می رود، متوجه ابتکار او در کشاورزی منطقه می شود،اما برای مبارزه با آفت محصولات آن شهید موفق به استفاده از هواپیماهای سمپاشی شده است.او تصمیم می گیرد به خواست او جامه عمل بپوشاند و...
رضا انشای خود را درباره مدرسه ی قدیمی شان سر کلاس می خواند و متوجه می شود که پدرش به همراه دو نفر دیگر پنجاه سال قبل از مدرسه اخراج شده و به همین دلیل مشکلاتی دارند، پدر رضا و دوستانش به گذشته باز می گردند تا سرنوشت خود را تغییر دهند.
داستان تندباد مايا ماجراهاي يك اسب است كه در مسابقات كورس گنبد، بارها مقام آورده است و به همين دليل2 خانواده بر سر تصاحب اين اسب با يكديگر درگير هستند، در ادامه اتفاقاتي رخ ميدهد كه باعث دوستي عميقي ميان نوجوانان 2 خانواده ميشود.
داستان این فیلم درباره خانوادهای است که وقتی پسر بزرگ خانواده تصمیم به ازدواج میگیرد با مشکل مواجه میشوند. مشکل آنان به خانهای بازمیگردد که سالها قبل خریداری کردهاند اما هنوز تحویل نگرفتهاند و ...
قصه جزر و مد از آنجا آغاز میشود که لطیف با بازی رضا فیاضی، سالها قبل از ماهشهر به تهران مهاجرت کرده و با تشکیل خانواده صاحب فرزند شدهاست. حالا و در آستانه بازنشستگی، مشکلاتی برای او و خانوادهاش پیش آمده که ناچارند دوباره به ماهشهر برگردند. با وجود مخالفتهای فرزندان، درنهایت به ماهشهر میروند و در یک خانهباغ متروکهای مستقر میشوند که از پدر لطیف به ارث رسیدهاست. این مهاجرت، تازه شروع ماجراهایی است که در سریال جزر و مد اتفاق میافتد.
آقای افشاری مردی نیکخواه است که مشکلات اهالی محل را حلوفصل میکند. او همسایه دیواربهدیوار برادرزنش «پرویز» است که با یکدیگر اختلافهایی دارند. در روزِ خواستگاری حمید پسر آقای افشاری مشکلاتی پیش میآید و ترکیدن لولههای آب، خانههای این دو را بههم میریزد و …
این مجموعه تلویزیونی، دربارهٔ شخصی به نام غزل است، که در میان خانواده ای زندگی میکند و به تنهایی نقاشی میکشد.روزی یکی از نقاشی ها زنده میشود و یک بچه دایناسور به نام دانی از نقاشی می آید.روزگار آنها به خوبی و خوشی سپری میشود تا اینکه روزی ...