برچسب علی عبدالعلی زاده

شاهین پرنده 1385

پژمان دانشجوی المپیاد کشوری است که پس از بازگشت از سفر خارج در مراسم مهمانی متوجه می شود،پسرعموی خلبانش شهید شده است.او که سال هاست شیمیایی بوده و در جنگ همرزم پدرشاهین بوده،اکنون به شهادت رسیده است.زمانی که شاهین به محل زندگی پسرعموی خود می رود، متوجه ابتکار او در کشاورزی منطقه می شود،اما برای مبارزه با آفت محصولات آن شهید موفق به استفاده از هواپیماهای سمپاشی شده است.او تصمیم می گیرد به خواست او جامه عمل بپوشاند و...

بازگشت به آینده 1390

رضا انشای خود را درباره مدرسه ی قدیمی شان سر کلاس می خواند و متوجه می شود که پدرش به همراه دو نفر دیگر پنجاه سال قبل از مدرسه اخراج شده و به همین دلیل مشکلاتی دارند، پدر رضا و دوستانش به گذشته باز می گردند تا سرنوشت خود را تغییر دهند.

تندباد مایا 1388

داستان تندباد مايا ماجراهاي يك اسب است كه در مسابقات كورس گنبد، بارها مقام آورده است و به همين دليل2 خانواده بر سر تصاحب اين اسب با يكديگر درگير هستند، در ادامه اتفاقاتي رخ مي‌دهد كه باعث دوستي عميقي ميان نوجوانان 2 خانواده مي‌شود.

وقتی یک زن قول می دهد 1387

داستان این فیلم درباره خانواده‌ای است که وقتی پسر بزرگ خانواده تصمیم به ازدواج می‌گیرد با مشکل مواجه می‌شوند. مشکل آنان به خانه‌ای بازمی‌گردد که سال‌ها قبل خریداری کرده‌اند اما هنوز تحویل نگرفته‌اند و ...

جزر و مد 1399

قصه جزر و مد از آنجا آغاز می‌شود که لطیف با بازی رضا فیاضی، سال‌ها قبل از ماهشهر به تهران مهاجرت کرده و با تشکیل خانواده صاحب فرزند شده‌است. حالا و در آستانه بازنشستگی، مشکلاتی برای او و خانواده‌اش پیش آمده که ناچارند دوباره به ماهشهر برگردند. با وجود مخالفت‌های فرزندان، درنهایت به ماهشهر می‌روند و در یک خانه‌باغ متروکه‌ای مستقر می‌شوند که از پدر لطیف به ارث رسیده‌است. این مهاجرت، تازه شروع ماجراهایی است که در سریال جزر و مد اتفاق می‌افتد.

یک وجب خاک 1386

آقای افشاری مردی نیکخواه است که مشکلات اهالی محل را حل‌وفصل می‌کند. او همسایه دیواربه‌دیوار برادرزنش «پرویز» است که با یکدیگر اختلاف‌هایی دارند. در روزِ خواستگاری حمید پسر آقای افشاری مشکلاتی پیش می‌آید و ترکیدن لوله‌های آب، خانه‌های این دو را به‌هم می‌ریزد و …

دانی و من 1377

این مجموعه تلویزیونی، دربارهٔ شخصی به نام غزل است، که در میان خانواده ای زندگی میکند و به تنهایی نقاشی میکشد.روزی یکی از نقاشی ها زنده میشود و یک بچه دایناسور به نام دانی از نقاشی می آید.روزگار آنها به خوبی و خوشی سپری میشود تا اینکه روزی ...