دوقولها در شهر 5 ستاره 1404
داستان این سریال در شهری جادویی و رنگارنگ به نام «شهر پنج ستاره» اتفاق میافتد. این شهر در میان ابرها قرار دارد. شخصیتهای اصلی دوقلو هستند و ماجراهای جذابی را برای یادگیری نکات مهم زندگی و قوانین اجتماعی تجربه میکنند.
داستان این سریال در شهری جادویی و رنگارنگ به نام «شهر پنج ستاره» اتفاق میافتد. این شهر در میان ابرها قرار دارد. شخصیتهای اصلی دوقلو هستند و ماجراهای جذابی را برای یادگیری نکات مهم زندگی و قوانین اجتماعی تجربه میکنند.
قصه در دهه ۴۰ شمسی روایت شده و محور آن خاطرات پسربچهای به نام کمال است که با خانواده و دوستان درگیر ماجراهای کوتاه و آموزنده میشود. این فصل با پرشی زمانی ۴ ساله نسبت به فصل اول همراه است؛ کمال بزرگتر شده و ارتباطاتش نیز جدیتر شدهاند. کمال تحت تأثیر یک معلم اهل مطالعه رشد میکند و ضمن ارتباط با خانواده، به دغدغههای عمیقتری نزدیک میشود.
داستان این سریال بر سر ارثیه است که بعد از درگذشت پدربزرگ به پسر عموها خواهد رسید و از طریق عمویی که مالک ثروت پدر بزرگ است تقسیم خواهد شد ولی مشکلاتی پیش میاد که
در فصل سوم شیرین به کمک صابر از دارالمجانین فرار میکند. با مرگ بلقیس بدست اکرم و ورود شربت(پانتهآ پناهیها) پرستار قلابی فصل اول شروع میشود. شربت معشوقه ی نصرت در عمارت با نام لاله خدمتکاری میکند. هوشنگ با شخصی به نام مهری ازدواج موقت میکند ولی مادر همسر اول هوشنگ حمیرا مانع دائم شدن ازدواج میشود. هاشم و اصغری به دست شاپور بهبودی به علت کمک به ثریا برای خروج از کشور به قتل میرسند. فرهاد به علت فراری دادن ناموفق دکتر مصدق به دستگیر و به اعدام محکوم میشود. شربت به دست شاپور بهبودی و به کمک اکرم و قباد به قتل میرسد. قباد اکرم را به علت قصد کشتن کبیر به دستور سروان آپرویز از عمارت بیرون میاندازد. شهرزاد شیرین را میبیند و با شیرین هم دست میشود برای کشتن قباد. مرضیه(مادر فرهاد) از شهرزاد خواهش میکند که به عمارت برگردد تا تجدید نظری در حکم پسرش بشود. شهرزاد از فرهاد جدا میشود و به عمارت برمیگردد. شیرین و صابر و فرهاد دست به یکی میکنند برای کشتن قباد...
«سایههای سرد» موضوعی اجتماعی دارد که در آن مقابله جنگلبانان با شکارچیان غیرقانونی به تصویر کشیده شده است.
این فیلم داستان زندگي حاج ولي حاج گلي زاده يكي از دادستان هاي استان آذربايجان غربي را به تصوير مي كشد كه رويارويي او با سه پرونده مختلف آغازگر ماجراهاي این فیلم میباشد.
ماجرا از این قراره تاجر تبریزی حدود هفتاد سال پیش برای تجارت راهی قفقاز میشود در راه با بهمن مواجه شده و زیر برف های زیاد می ماند و از هوش میرود بعدها که برف ها اب میشود به هوش امده و راهی شهر خود میشود ولی خبر نداره که هفتاد سال زیر برف های بوده و شهر بکلی تغییر کرده و وقتی به شهر میرسد با ماجراهای جالبی برخورد میکند
این فیلم روایت زندگی دختر جوانی است که در دوران دانشجویی با جوانی در دانشگاه آشنا میشود و قرار ازدواج میگذارند. پدر و مادر دختر اصرار بر ازدواج دخترشان با پسر یکی از اقوام که در ترکیه ساکن است دارند. دختر به اجبار میپذیرد، اما به هنگام خروج از کشور متوجه میشود که گرفتار باند قاچاق انسان شده است و ...