برچسب علی صحرانورد

گلشیفته 1396

داستان دربارهٔ چهار زن با مشکلات متعدد است. گلی دلگشا (نازنین بیاتی) رتبهٔ اول کنکور شده‌است و با پدرش حبیب دلگشا (مهدی هاشمی) از یزد به تهران آمده‌اند تا گلی به دانشکدهٔ معماری تهران برود. اما گلی و پدرش بر سر مستقل شدن گلی مشکل دارند. راحله گلشیفته (مهناز افشار) رئیس دانشکدهٔ معماری تهران است که با شوهرش فؤاد افشار (سیامک انصاری) که معاونت وزارت ورزش را بر عهده دارد بر سر استقلال و موفقیت زنان در جامعه اختلاف نظر دارد. مژگان میرزایی (شیلا خداداد) ورزشکار رشتهٔ ووشو است و برای مسابقات المپیک بلغارستان انتخاب شده اما شوهرش، ضیاء شریفی (محمد بحرانی) با تنها رفتن او به خارج از کشور مشکل دارد و معتقد است مژگان باید به وظایف مادری‌اش پایبند باشد. سعیده راست‌کردار (بهاره کیان‌افشار) نیز دختری است که به تازگی تغییر جنسیت داده و برادرش وحید راست‌کردار (امیر مهدی ژوله) پس از مرگ پدرشان تمام ارث و میراث او را بالا کشیده و سهمی به سعیده نداده‌است. تمام مشکلات این زنان دست به دست هم داده تا آن‌ها با هم متحد شوند و …

زن خوب مرد خوب (شترمرغ) 1392

امین عاشق دختری به‌نام گل است، که به عشق امین جواب رد می‌دهد. امین سراغ دوستش که به‌تازگی به پرورش شترمرغ رو آورده، می‌رود. دوستش در حال آزمایش و تولید دارویی برای ایجاد حس مهربانی است! مقداری از گوشت شترمرغ را به امین می‌دهد برای بازاریابی. امین گوشت را به قصابی می‌برد و دو باجناق (ایرج و تورج) که به همراه همسرانشان (نغمه و نگار) برای گردش به پارک چیتگر آمده‌اند؛ گوشت را خریده و کباب می‌کنند. نگار و نغمه که بسیار غرغرو هستند وقتی کباب را می‌خورند تغییر رفتار می‌دهند و کاملا مطیع همسرانشان می‌شوند. باجناق‌ها تحقیق می‌کنند تا راز مهربانی همسرانشان را کشف کنند...!

شهرزاد 1394

شهرزاد (ترانه علیدوستی) دانشجوی پزشکی و فرهاد (مصطفی زمانی) دانشجوی ادبیات و روزنامه‌نگار عاشق هم هستند و می‌خواهند با هم ازدواج کنند. داستان در سال ۱۳۳۲ و زمامداری دکتر مصدق اتفاق می‌افتد. پدران این دو از افراد گوش‌به‌فرمان شخصی متنفذ به نام بزرگ‌آقا (علی نصیریان) هستند. تحولات ۲۸ مرداد، فرهاد را که روزنامه‌نگار و از طرفداران پر و پا قرص مصدق است، به دلیل اتهام به قتل و توطئه علیه سلطنت به پای چوبهٔ دار می‌کشد، اما بزرگ‌آقا او را نجات می‌دهد. پس از آن ماجرا که دیگر فرهاد کمی از وحشت‌زدگی‌اش کم شده تصمیم می‌گیرند مراسم عروسی بگیرند. همه خوشحال‌اند به‌جز پدر شهرزاد (محمود پاک‌نیت) که میلی به این ازدواج ندارد. از آن طرف، بزرگ‌آقا دختری به نام شیرین (پریناز ایزدیار) دارد که با پسرعموی خود، قباد (شهاب حسینی) ازدواج کرده‌است. قباد که هیچ میلی به این دختر بدزبان و مغرور ندارد، چون او عاشقش است، به‌خاطر پدر قدرتمندش بزرگ‌آقا که عمویش می‌شود سکوت می‌کند و مجبور می‌شود بسوزد و بسازد.

قباد و شیرین بچه‌دار نمی‌شوند و دائم بر سر اینکه چه کسی مشکل دارد و بچه‌دار نمی‌شود با هم دعوا می‌کنند. بزرگ‌آقا که دیگر از آن‌ها بسیار خسته شده و احتیاج به وارث دارد، تصمیم می‌گیرد برای دامادش قباد زن بگیرد تا ببیند مشکل از کیست؛ و پس از خود وارثی داشته باشد.

نون خ 1398

«نون.خ» مخفف «نورالدین خانزاده»(با بازی سعید آقاخانی) است. این سریال درباره «نورالدین معتمد» و «امین»، کشاورزان شهری است که در اثر بروز مشکلات اقتصادی، شریک تجاری‌شان فوت کرده و دچار مشکلات متعدد می‌شوند.

نون خ 3 1399

داستان این مجموعه با ازدواج شیرین، دختر نورالدین شروع می‌شود که در حین آن داماد ناپدید می‌شود. در این میان شوهر خواهر نورالدین خانزاده، بهادر خان، به یک معدن طلا دست پیدا می‌کند و سعی می‌کند کسی از این قضیه مطلع نشود؛ ولی در ادامه با ورود اهالی روستا از جمله کیوان، سلمان و سیروس به ماجرای معدن، این داستان شکل دیگری به خود می‌گیرد. تلاش اهالی روستا برای استخراج طلا از معدن، رقابت فریبرز و سلمان برای ازدواج با شیرین، واریز پولی هنگفت از سوی پدر نازنین به حساب نورالدین و ورود آب قنات روستا به معدن در پی انفجار دینامیت از ماجراهایی هستند که داستان اصلی این مجموعه را شکل می‌دهند.

دعوتنامه 1395

«دعوتنامه» روايتگر زندگي شخص درمانده اي است که در مشهد زندگي مي کند و کارش اين است که از زايران حرم امام رضا (ع) دزدي کند و از طريق آن زندگي بگذراند اما در نهايت مالباختگان اين قضيه داستان هاي فيلم را رقم مي زنند.

قسم 1397

راضيه، اقوامش را با اتوبوسي از گرگان به مشهد مي برد، تا براي قصاص شوهر خواهرش در دادگاه قسم بخورند. همه اهالي اتوبوس شک ندارند که او قاتل است. اما در مسير با اتفاقاتي روبرو مي شوند که به قضاوت خود شک ميکنند.

به وقت خماری 1397

داستان «به وقت خماری» در یک خانه قدیمی می‌گذرد که چند خانواده (با نسبت‌های فامیلی نزدیک)‌در آن زندگی می‌کنند و فیلم داستان روز خواستگاری دختر کوچک یکی از این خانواده‌ها را تعریف می‌کند.دختر یک پسردایی دارد که عاشقش است و باید وصلت را از او مخفی کنند.