برچسب علی صادقی

موچین 1399

فرزاد وسیما با یکدیگر نامزد هستند اما پدر سیما شرط گذاشته که حتما باید اول مینا ازدواج کند و فرزین به فرزاد می‌گوید که من از خود گذشتگی می‌کنم و از مینا خواستگاری میکنم صحبت گلی که از قدیم عاشق عمه فرزاد و فرزین بوده با ورود عمه شرایط تغییر می‌کند ….

مردم معمولی 1400

بردیا برازنده صاحب مرکز زیبایی تناسب طلایی، ثروتی دارد که همچون خساستش بی انتهاست. بعد از پلمب آژانس مسافرتی بارباراس که متعلّق به خواهر بردیا، باربارا برازنده است، باربارا برادرش را با زور و تهدید راضی می‌کند که فعالیت آژانس را تا فکّ پلمب در مرکز تناسب طلایی ادامه دهد. امّا، در همیشه روی یک پاشنه نمی‌چرخد و به زودی با افشای راز ثروت بردیا، وضعیت خانوادهٔ برازنده از این رو به آن رو خواهد شد…

کوچه اقاقیا 1382

سریال دربارهٔ مردی پا به سن گذاشته (با بازی منوچهر نوذری) است که در خانه قدیمی خود زندگی می‌کند. همسر او گل‌نساء (کتایون امیرابراهیمی) چند سال پیش فوت کرده‌ ، اما مدتی است که شب‌ها به خواب او می‌آید و دربارهٔ مسائل مختلف با او صحبت می‌کند. گاهی اوقات به نصرت خان نوید می‌دهد که به زودی باید بار سفر را بسته و به او بپیوندد. این رؤیاها باعث نگران شدن فرزندان او نسبت به تندرستی پدر و دورهم جمع شدن ایشان در خانه پدری می‌شود. حضور آن‌ها در کنار هم ماجراهای طنزی را رقم می زند که کلیت این مجموعه را تشکیل می‌دهد.

نون خ 1398

«نون.خ» مخفف «نورالدین خانزاده»(با بازی سعید آقاخانی) است. این سریال درباره «نورالدین معتمد» و «امین»، کشاورزان شهری است که در اثر بروز مشکلات اقتصادی، شریک تجاری‌شان فوت کرده و دچار مشکلات متعدد می‌شوند.

زن بابا 1388

پیرمردی به‌ نام عزیز آقا (سیروس گرجستانی) بعد از مرگ همسرش با پسر کوچکش بهبود به تنهایی زندگی می‌کند. پسر او (علی صادقی) تصمیم دارد تا با دختر دایی‌اش ازدواج کند ولی اختلافات خانوادگی مانع این کار می‌شود و کمک کردن به پدرش باعث خسته شدن بهبود می‌شود و برای تقسیم اموال پدر خود با (محمد کاسبی), (مهران غفوریان), (شقایق دهقان), (رامین ناصر نصیر) به مشکل بر می خورند.

نون خ 3 1399

داستان این مجموعه با ازدواج شیرین، دختر نورالدین شروع می‌شود که در حین آن داماد ناپدید می‌شود. در این میان شوهر خواهر نورالدین خانزاده، بهادر خان، به یک معدن طلا دست پیدا می‌کند و سعی می‌کند کسی از این قضیه مطلع نشود؛ ولی در ادامه با ورود اهالی روستا از جمله کیوان، سلمان و سیروس به ماجرای معدن، این داستان شکل دیگری به خود می‌گیرد. تلاش اهالی روستا برای استخراج طلا از معدن، رقابت فریبرز و سلمان برای ازدواج با شیرین، واریز پولی هنگفت از سوی پدر نازنین به حساب نورالدین و ورود آب قنات روستا به معدن در پی انفجار دینامیت از ماجراهایی هستند که داستان اصلی این مجموعه را شکل می‌دهند.