آمستردام 1400
داستان سریال آمستردام موضوع اجتماعی عاشقانه دارد که داستان چند دوست را روایت میکند که درگیر ماجرایی عاشقانه میشوند و سرنوشت مسیر متفاوتی برایشان رقم میزند.
داستان سریال آمستردام موضوع اجتماعی عاشقانه دارد که داستان چند دوست را روایت میکند که درگیر ماجرایی عاشقانه میشوند و سرنوشت مسیر متفاوتی برایشان رقم میزند.
لیلی از طریق کتابی مرموز در مییابد که او و خانوادهاش تاکنون در زمان و مکانهای بسیاری زیستهاند و اکنون «نوبت لیلی» است تا با رمزگشایی از کتاب و یافتن تابلوی ارزشمند نیاکانش دست به انتخابی بزند که به تمام این زندگیهای زیسته معنا بدهد و ...
داستان این فیلم درباره قاتل زنجیرهای است، که مقتولین را توسط مقتولین به قتل میرساند.
داستان اقای راستی بوده که با رقیب چپیاش دشمنی دیرینه دارد و تصمیم میگیرد مثل قدیم برایش پاپوش درست کند و همسرش و رقیبش هم وارد داستان میشوند. این دو رقیب با ورود یک زن غریبه به زندگیشان دچار تحولی عظیم میگردند و متوجه میشن باید متحد شوند، وقتی حاجاقا باخبر میشه وارد ماجرایی میشوند که اتفاقات طنز تلخ و شیرینی را برایشان رقم میزند.
یوسف دامپزشکی موفق و متعهد است که در یک روستا زندگی می کند. داستان فیلم حول ناپدید شدن دختر دوست یوسف، خلیل، که نامش خورشید است، می چرخد. مشخص نیست دقیقاً چه اتفاقی برای خورشید افتاده است، همه اعضای روستا دلسوزانه به دنبال او می گردند تا اینکه رازی فاش می شود.
احمد خسروی، در گیر و دار زندگی شخصی پرمسالهاش، مسئول رسیدگی به پروندهای رازآلود میشود. پروندهای که روند کشف آن با شکها و نگرانیهای احمد در میآمیزد و زندگیاش را تحت تاثیر قرار میدهد…
حسن و عطا پس از سال ها به ایران برمی گردند. آن ها به اجبار برای امرار معاش به نوازندگی در خیابان ها می پردازند، پس از مدتی سودای خوانندگی آن ها را رها نمی کند تا این که تصمیم به انتشار آلبوم موسیقی می گیرند. اما به لحاظ مالی در تنگنا هستند پس تصمیم میگیرند به سراغ یک زمین دار بزرگ در لواسان که نقش او را بهنام بانی بازی می کند رفته او را بدزدند. اما پس از مدتی با او دوست می شوند و زمین دار بزرگ تصمیم می گیرد از حسن و عطا حمایت کرده و تمام هزینه تولید آلبوم موسیقی آن ها را تقبل کند. در این مسیر ناگهان اتفاقات عجیبی روی می دهد که هر سه آن ها را دچار دردسرهای بزرگی می کند.
یونس نوجوانی 15 ساله، متوجه میشود که برادرش با دروغ گفتن، شخصی به نام هاشم را راضی کرده تا پول زیادی به او قرض بدهد و قول داده که پول را زود برگرداند. هاشم چند بار سراغ پولش میآید، اما برادر خودش را پنهان میکند. یونس که میبیند دروغ برادرش دارد زندگی هاشم را ویران میکند، تمام حقیقت را میگوید. هاشم که همه چیز را فهمیده، سراغ نصیر میرود و با هم درگیر میشوند و حین درگیری هاشم کشته میشود. یونس تنها شاهد ماجراست؛ او باز هم بر سر دوراهی میماند که آیا در دادگاه حقیقت را بگوید و برادرش را لو بدهد یا نه؟