برچسب علی سلیمانی

بلندترین شب سال 1389

"بلندترین شب سال" داستان رحیم یک پسر روستایی است که به انگیزه شرکت در یک آزمون استخدامی، شب یلدا از تبریز به تهران می‌آید، تقدیر به گونه‌ای رقم می‌خورد او شب را در خیابان به صبح برساند و...

دروازه ساعات 1388

با شنیدن خبر ورود کاروان اسرای کربلا به دمشق هر یک از اهالی آماده رفتن به دروازه ساعات می‌شوند تا در جشنی که توسط حاکمان برپا شده شرکت کنند اما کسانی هستند که با داشتن درک صحیح از واقعه کربلا به سرزنش مردم بی‌خرد می‌پردازند و در این میان طالب که به ظاهر دیوانه کوچه گردی است با سخنان خود کسانی را که به دلیل ترس یا بی‌بصیرتی از حادثه کربلا گریخته‌اند در برابر پرسش‌های بی‌پاسخی قرار می‌دهد.

موج اول 1400

قصه در مورد زندگی کادر درمان در زمان شیوع ویروس کرونا است. در این مجموعه تلویزیونی قرار است به تلاش شبانه روزی کادر درمان و نیرو‌های جهادی برای مقابله با بیماری کرونا پرداخته شود.

اسمشو نیار 1394

علی سلیمانی در این سریال نقش یک مشاور پیشگیری از اعتیاد را دارد و طوفان مهردادیان هم پدر اوست. و همه داستان در دفتر این مشاور اتفاق می افتد که …….

خانه پلاک ندارد 1395

داستان این فیلم درباره خانواده حاج رحمان است که منتظر آمدن مادر از سفر کربلا هستند. آمدن مادر همزمان می شود با آمدن پیکر محمد، فرزند خانواده که در سال های دفاع مقدس مفقودالاثر شده است.

بچه های محله گلها 1388

داستان چند کودک از یک محله را به تصویر می‌کشد که بر خلاف اعتقاد و باور والدینشان تمایل بسیاری برای حضور در خیابان‌ها و همراهی در روزهای انقلاب دارند که این موضوع منجر به وقوع اتفاق‌های بسیاری در محله آنها می‌شود. عارف به همراه چهار تن دیگر از دوستانش تصمیم می‌گیرند تا مخفیانه به بزرگترهایشان که قصد براندازی حکومت شاه را دارند، کمک کنند. آنها شبانه به کوچه‌های محله خود رفته و بر روی دیوارها شعار می‌نویسند. تا آنکه فخار، رئیس کلانتری آنجا تمام افراد کلانتری را بسیج می‌کند تا تشکیلات آنها را پیدا کرده و به او تحویل دهند و . .

یونس 1394

یونس نوجوانی 15 ساله، متوجه می‌شود که برادرش با دروغ گفتن، شخصی به نام هاشم را راضی کرده تا پول زیادی به او قرض بدهد و قول داده که پول را زود برگرداند. هاشم چند بار سراغ پولش می‌آید، اما برادر خودش را پنهان می‌کند. یونس که می‌بیند دروغ برادرش دارد زندگی هاشم را ویران می‌کند، تمام حقیقت را می‌گوید. هاشم که همه چیز را فهمیده، سراغ نصیر می‌رود و با هم درگیر می‌شوند و حین درگیری هاشم کشته می‌شود. یونس تنها شاهد ماجراست؛ او باز هم بر سر دوراهی می‌ماند که آیا در دادگاه حقیقت را بگوید و برادرش را لو بدهد یا نه؟