دیو و ماه پیشونی 1400
ماه پیشونی همراه با یکی از نوادگان ارژنگ دیو در فضای فانتزی و شاد همسفر میشود . سفری در دنیای امروز ؛ برای کودک درون همه افراد خانواده .
ماه پیشونی همراه با یکی از نوادگان ارژنگ دیو در فضای فانتزی و شاد همسفر میشود . سفری در دنیای امروز ؛ برای کودک درون همه افراد خانواده .
زندگی به شرط خنده در روایتی طنز، در خانهای که صاحب آن در خارج از کشور به سر میبرد؛ افرادی زندگی میکنند که هر کدام برای خود مشکلات و آرزوهایی دارند. در این میان خشایار، پیرمرد سودجو و پول دوستی که وظیفه مراقبت از خانه را بر عهده دارد، در نبود صاحب خانه، آن را به گروههای مختلف فیلمبرداری اجاره میدهد.
یک سفر جادویی و بزرگ سراسر دلهره آور و پر از اتفاقات هیجان انگیز به دلیل اینکه پدر و مادر هاله دچار طلسم وروره شدن او میخواهد با این سفر آنان را نجات دهد سه عروسک و تمام برادرانش آماده رفتن شده اند
«بانکی ها» قصه یک خانواده و اقوام آنهاست که نام خانوادگی همه آنها «بانکی» است و همگی در یک بانک خصوصی مشغول به کار هستند...
داستان 2 رفیق را روایت می کند که بعد از سال ها دوباره به یکدیگر می رسند. در نهایت ماجراهایی برایشان رقم می خورد.
این مجموعه در دو فصل گذشته و حال، ماجراهای دو خانواده را از زمان قبل انقلاب تا عصر حاضر به تصویر میکشد. مجموعهای خانوادگی و اجتماعی است و داستان رویارویی دو خانواده را نشان میدهد که قربانیانش فرزندان آن خانوادهها هستند.
آريان شاداب، دانشجوي رشته معماري، با دنيا ـ همكلاسي اش ـ قصد ازدواج دارد.آريان كه در بنگاه معاملات ملكي پدرش كار مي كند به خانواده دنيا دروغ مي گويد كه پدر و مادرش فرانسه هستند و منتظر بازگشت آن هاست. او كه بيكار است، براي تهيه هزينه ازدواج، دنبال كار مي گردد. پيرمردي به نام ساكت كه قبلاً بازيگر و وكيل بوده قصد استخدام يك خانه شاگرد دختر را دارد، اما صاحب خانه ـ ملك تاج ـ كه با او سر لج بازي دارد قصد استخدام خدمتكار پسري را دارد. چند روز بعد ملك تاج، آريان و دنيا را كه براي كار به خانه آن ها رفته اند مي بيند و به ترفندي براي ديدن خانه، سرآشنايي را با آريان باز مي كند و پس از پي بردن به اين كه او بيكار است پيشنهاد مي كند در عوض خدمت به او ماهي پانصد هزار تومان حقوق مي دهد. پس از مدتي آريان كه با ديدن ثروت ملك تاج وسوسه شده، با هدف صاحب شدن پول و اموال او به ملك تاج پيشنهاد ازدواج مي دهد. ساكت كه از اول مخالف حضور آريان در آن خانه بوده به شيوه خود به گوش همه مي رساند كه او با ملك تاج ازدواج كرده. با فهميدن اين مسأله توسط خانواده ي دنيا، زندگي آريان به هم مي ريزد. ساكت به آريان مي گويد كه بيماري قلبي ملك تاج ساختگي است و او در تله اين زن افتاده. آريان كه حالا به ملك تاج بي علاقه شده، خيلي اتفاقي پي مي برد كه 38 سال پيش ساكت و ملك تاج با هم ازدواج كرده اند، اما در همان شب اول از هم جدا شده اند و به مرور نسبت به هم رفتاري خصمانه پيدا كرده اند و ازدواج ملك تاج با آريان هم از سر لجبازي بوده است. نهايتاً ساكت و ملك تاج پي مي برند كه با يكديگر علاقه مندند و اين بار آريان و دنيا با هم ازدواج مي كنند.
جواني بار قاچاق ترقه و فشفشه هاي چهارشنبه سوري يكي از دوستانش را بالا مي كشد و از طريق دختري كه دوستش دارد تلاش مي كند آنها را بفروشد.