دو دوست 1393
مژگان از خانواده ثروتمند که برای ادامه تحصیل به خارج کشور رفته بدون اطلاع خانواده با اشکان ازدواج کرده ولی بعد از اینکه متوجه می شود اشکان خلافکار است به ایران باز می گردد و ماجراهای دیگری…
مژگان از خانواده ثروتمند که برای ادامه تحصیل به خارج کشور رفته بدون اطلاع خانواده با اشکان ازدواج کرده ولی بعد از اینکه متوجه می شود اشکان خلافکار است به ایران باز می گردد و ماجراهای دیگری…
دختر یک دادستان با پسری به مهمانی میروند، در مهمانی درگیریی بین آنها و صاحبخانه رخ می دهدو آنها متوجه می شوند صاحبخانه مرده است بنابراین پا به فرار می گذارد، ولی در راه ...
ترکیبی از سینمای واقعگرا و انیمیشن در فضایی فانتزی که داستان جستجوی دو پسر بچه را نشان میدهد. سینا که به دلیل جنگ با آدمهای بد و آسیب دیدن به بیمارستان رفته، با پسری به نام سپهر آشنا میشود. پیرمردی مشکوک به نام بیوک (رضا شفیعی جم) در بیمارستان است که قوطی اسرارآمیزی دارد. سینا و سپهر که نسبت به قوطی کنجکاو هستند، آن را میدزدند و در اتاق دختری غمگین و بیمار به نام ریحانه پنهان میشوند. خاله رؤیا (ترانه علیدوستی) پزشک بیمارستان قصهای دربارهی سنگ سیاهی برای آنان تعریف میکند که زیر درختی دفن است و بیماران را شفا میدهد. سینا و سپهر سنگ سیاهی را در اتاق بیوک پیدا میکنند و با دفن آن زیر درخت، برای ریحانه دعا میکنند. با جادوی سنگ سیاه آنان وارد دنیایی خیالی میشوند.
يوسف مسكوب صبح كه مي شود، مي رود نان سنگك مي گيرد و يكي هم براي پيرزن همسايه كه هيچ وقت او را نمي بينيم مي گيرد. آقا يوسف با دخترش رعنا صبحانه مي خورد. كيفي زير بغل مي زند و از منزل به سر كارش مي رود. در ميانه راهش وارد قهوه خانه اي مي شود كه آنجا همه او را مي شناسند. با دوستش مرتضي جباري يك بار ديگر صبحانه مي خورد.
كيف قبلي اش را با كيف ديگري عوض كرده و به سر كاري مي رود كه عارش مي آيد دخترش رعنا بداند. آقا يوسف خانه هاي مردم را تميز مي كند. مرتضي گاهي او را مي رساند و در راه با هم درددل مي كنند. مرتضي سال ها پيش از همسرش عصمت جدا شده و حق ندارد دخترش مريم را ببيند. وساطت آقا يوسف هم فايده اي ندارد. او عصرها قبل از رفتن به خانه، سري به عروس و نوه اش مي زند.
پسرش حميد مدتيست به كانادا رفته و آقا يوسف جور خانواده او را مي كشد. يوسف بسيار دل بسته رعنا و نگران اوست. در خانه اي كار مي كند كه صاحبش دكتري است كه او را هرگز نمي بينيم اما دائماً زن ها به او تلفن مي زنند. ترگل كه در خانه دكتر كار مي كند از رفت و آمد زن ها به خانه اش براي آقا يوسف حرف مي زند. در حين تميز كردن خانه، ناگهان...
پاشا پاییزان مرد متاهل و میانسالی است که در زندگی شخصی و خانوادگی خود دچار کمبودهایی است و همواره احساس تنهایی میکند. پاشا طی اتفاقی با زن جوان و جذابی به نام لیلی آشنا میشود و به سرعت دلباخته او میشود. لیلی که از همسرش جدا شده است و میخواهد یک سایه سر داشته باشد با پاشا ازدواج میکند...
داستان در مورد زندگی فردی مخترع و نخبه است که همسر باردار خود را در پشت کاروانهای شادی عروسی از دست میدهد و این خود باعث ایجاد نوعی حس انتقام جویی میشود. او به عروس و دامادها دست گلهایی هدیه میدهد که در آنها بمبهای قوی جاسازی شده است…
خانواده آمپولچی که تولیدکننده آمپول هستند با وحشت فرزندانشان از آمپول مواجه میشوند؛ولی در نهایت ورزش فوتبال و انتخاب برای ردههای قهرمانی به کمک فرزندانشان میآید
يك گروه فيلمسازي جهت انتخاب نقش اصلي يك فيلم سينمايي مشترك بين ايران و كانادا به دنبال بازيگري نوجوان مي گردد . از ميان نوجوانان مشتاق تست بازيگري گرفته و در نهايت كارگردان از ميان آنها كاظم و فرهاد را انتخاب مي كند . اما تنها يكي از آنها مي تواند بعنوان بازيگر اصلي انتخاب شود . رقابت كاظم و فرهاد براي بدست آوردن نقش ، ماجراي اين فيلم است و .....