پاتوق 1387
داستان فیلم "پاتوق" در دهه اول محرم میگذرد. جوانی به نام مجید در حالیکه یک ساک در دست دارد وارد صحن امامزاده شده و از متولی امامزاده امان میخواهد. لحظاتی بعد مأموران پلیس وارد صحن میشود و ...
داستان فیلم "پاتوق" در دهه اول محرم میگذرد. جوانی به نام مجید در حالیکه یک ساک در دست دارد وارد صحن امامزاده شده و از متولی امامزاده امان میخواهد. لحظاتی بعد مأموران پلیس وارد صحن میشود و ...
داستان فیلم دربارهی شمس (با بازی علی نصیریان)، استاد بازنشستهی ادبیات است که در ویلایی در شمال کشور به همراه همسرش طلعت (لادن مستوفی) زندگی میکند. طلعت به مدت شش سال در حالت کما به سر میبرد و شمس با امید به بهبودی او، زندگی را ادامه میدهد. در این میان، پرستاری به نام سارا (سارا رسولزاده) از طلعت مراقبت میکند. ورود دختربچهای به نام فرشته، که پدرش او را برای مدتی به شمس سپرده، زندگی این خانواده را دستخوش تغییراتی میکند و رازهایی از گذشته آشکار میشود .
این فیلم درباره یک معلم دانشگاه به نام "محمود" (با بازی حسن معجونی) است که به تازگی با بحرانهای مختلفی در زندگی شخصی و حرفهای خودش مواجه میشود. او که به شدت به شغل و تدریس خود علاقه دارد، درگیر مسائل خانوادگی، اجتماعی و اخلاقی میشود که باعث میشود ارتباطش با دانشجویان و همکارانش تحت تاثیر قرار بگیرد.
فیلم شبگرد داستان مرد جوانی است که در یک جاده فرعی با ماشینش با سگ ولگردی تصادف میکند و این توقف موجب میشود پلیس گشت شب به او مشکوک شود و ماشین را تفتیش کند و در صندوق عقب ماشین چیزی پیدا میکند که سرنوشت افرادی را تغییر میدهد.
ستاره به خانه ی نوذر بازمی گردد. غلام و مرتضی به سیاوش قول داده اند برای او کاری انجام بدهند و حالا سیاوش ماموریتی عجیب به آن ها می دهد. از آن طرف ستوده به دنبال لوح های هخامنشی است، آدرس مال خری را پیدا می کند که در دهه 60 قرار بوده آن لوح ها را از سارقین بخرد...
دو مجرم توسط پلیس دستگیر شده و در حال انتقال به دادگاه میباشند. در مسیر انتقال توسط افرادی ناشناس به ماشین پلیس حمله شده و دو نفر متواری میشوند....
یوسف دامپزشکی موفق و متعهد است که در یک روستا زندگی می کند. داستان فیلم حول ناپدید شدن دختر دوست یوسف، خلیل، که نامش خورشید است، می چرخد. مشخص نیست دقیقاً چه اتفاقی برای خورشید افتاده است، همه اعضای روستا دلسوزانه به دنبال او می گردند تا اینکه رازی فاش می شود.
نیما در اتاقی غریب به هوش می آید بدون اینکه از خود و گذشته چیزی به یاد بیاورد و تنها امید او پزشکی است که سعی دارد به او کمک کند و این موضوع باعث می شود...