سایه تنهایی 1386
این مجموعه در مورد تلاشهای پرسنل یک بیمارستان در جهت کمک به مداوای بیماران است. محور اصلی داستان زندگی دکتر اردلان است که به خاطر اختلافات خانوادگی با همسرش تصمیم میگیرد از او جدا شود. اما در نهایت با همسرش به تفاهم میرسد
این مجموعه در مورد تلاشهای پرسنل یک بیمارستان در جهت کمک به مداوای بیماران است. محور اصلی داستان زندگی دکتر اردلان است که به خاطر اختلافات خانوادگی با همسرش تصمیم میگیرد از او جدا شود. اما در نهایت با همسرش به تفاهم میرسد
اين فيلم دربارهي زن و شوهري است كه راهي مسافرت ميشوند و طي اقامت شبانه در هتل مرزي و بين راهي، گذرنامههايشان را گم ميكنند. اين حادثه پيامدهاي ناگواري براي آنها به دنبال دارد و به آگاهي تلخي از گذشته ميرسند.
احمدزاده صاحب یک کارخانه است که در اثر یک بیماری راهی بیمارستان میشود؛ اما پزشکان برای معالجه او راه به جایی نمیبرند. سرانجام احمدزاده در پی خواب که دیده است به قطعه زمینی در کریم آباد علیا رفته و پس از چلهنشینی در آنجا بهبود مییابد. پس از این ماجرا، او در آن مکان ساختمانی به نام قطعه بهشت را بنا میکند تا مردم برای درمان به آنجا بیایند و . . .
پلیس، شاهین طایفه را که در یک باند قاچاق لوازم آرایشی فعالیت میکند به صورت مقطعی از زندان آزاد میکند تا در راه شناسایی باندهای قاچاق که در چند استان مرزی فعالیت دارند با آنها همکاری کند. شاهین که موقع عقد دستگیر شده با انگیزه ی جبران و داشتن زندگی بهتر و اثبات مهرش به دختری که قرار بوده با او ازدواج کند این همکاری را میپذیرد. پلیس آگاهی و نیروهای امنیتی در عملیاتی وسیع و همزمان، موفق به کشف باندهای قاچاق و سران آن میشود...
داستان این فیلم درباره فرهاد از عکاسان زمان جنگ است که بعد از جنگ به فعالیت های اقتصادی روی آورده و با انجام زد و بندها و ورود به برخی فعالیت های نامشروع اقتصادی برای خودش ثروتی دست و پا می کند، اما در آخرین پروژه اقتصادی اش با سرمایه خود و مردم قطعاتی زمین در کربلا تهیه می کند و...
فریبا برای کمک به شخصی، در اثر تصادف کشته میشود. همسر او مهرداد، از این موضوع خیلی افسرده است و دخترش نارگل نیز که آسم دارد هر روز افسردهتر میشود. مهرداد در یک دفتر مجله کار میکند. مسوول مجله آقای منصوریان، او را برای تهیه یک گزارش به دفتر آقای معینی که یک خیریه راه اندازی کرده میفرستد، تا گزارش تهیه کند. ولی مهرداد خانم قلیپور، همسر مردی که با فریبا تصادف کرده است را در آنجا میبیند و با عصبانیت برمیگردد. او فکر میکند که همه اینها نقشهای برای گرفتن رضایت از اوست....
اين فيلم داستان زندگي مردي بنام بهادر را روايت مي كند كه با فعاليت در عرصه نصب سيستم هاي امنيتي ـ حفاظتي براي جواهر فروشي ها روزگار سپري مي كند اما روزي ناخواسته با يك باند تبهكار و سارق همراه مي شو و بدنبال آن ماجراهايي بوقوع مي پيوندد كه آغاز قصه فيلم «روز چهارم» است.