فراسوی شک 1377
چشم های آبی زهرا داستان یکی از عوامل بلندپایه اسرائیل است که قصد حضور در انتخابات این کشور را دارد. او پسر نوجوان ناقصالخلقهای دارد و همین موضوع باعث میشود تا یک گروه پزشکی را برای جستجو در اردوگاههای مردم فلسطین، بسیج کند تا به دنبال تعویض اجزای بدن اشخاصی که از نظر پزشکی با فرزندش مشابهت دارند، بگردند که در این میان زهرا، دختر یکی از کشتهشدگان فلسطینی، برای جابه جایی چشمش با دختر صهیونیست انتخاب میشود. از سوی دیگر برادر زهرا که از اعضای انتفاضه فلسطین است به دنبال یافتن خواهرش درگیر ماجراهای ناخواستهای میشود.این سریال بازی درخشان ابوذر قدرتی در نقش تيودور نوجوان ناقص الخلقه اسراییلی همراه بود.
یاران غار شماری خداپرست بودند که اندکی پس از میلاد مسیح و پیش از گسترش مسیحیت در زمان فرمانروایی یکی از پادشاهان روم باستان با نام دقیانوس در سرزمین فیلادلفیا زندگی میکردند و همگی جز یکی از آنان که چوپان بود از بلندپایگان (اشراف) و درباریان بودند و ایمان خود را پنهان نگاه میداشتند. دسیوس آنها را فراخواند و از آئینشان پرسید که پاسخ دادند ما مسیحی هستیم. دسیوس آنها را به زندان انداخت و …
غلامحسين نوجواني كه به علت فوت پدر مجبور به كار در يك فروشگاه لوازم برقي است روزي در اثر حادثه اي موجب شكسته شدن يك تلويزيون مي شود. فريدون شاگرد مغازه ي مجاور به غلامحسين كمك مي كند تا آقا رضا صاحب مغازه از مجاور به غلامحسين كمك مي كند تا آقارضا صاحب مغازه از موضوع با خبر نشود. اما بعداً به واسطه ي نگفتن موضوع تلويزيون به ديگران از غلامحسين اخاذي مي كند. زماني كه مادر غلامحسين از موضوع مطلع مي شود، او را وادار مي كند تا سربلند باشد و زير بار حرف زور نرود و بالاخره غلامحسين تصميم مي گيرد در مقابل فريدون بايستد و اين فكر را عملي مي كند. او با نوشتن نامه اي موضوع را به آقارضا اطلاع مي دهد اما همزمان در مي يابد كه صاحب مغازه قبلاً همه چيز را مي دانسته است.
بعد از اعلام کناره گیری علی درخشی از مجموعه انیمیشن «دیرین درین» ، محمد رضا علیمردانی هم در حمایت از او با انتشار یک استوری از این مجموعه خداحافظی کرد.
مدرسه پیرمردها – این نوبت: علی درخشی، کارتونیست، نویسنده و کارگردان انیمیشن
اینجانب علی درخشی، نویسنده و کارگردان مجموعه انیمیشن "دیرین دیرین" اعلام می کنم که از دیرین دیرین "متنفرم". بله، متنفرم! چون در این سالها تمام خلاقیت من رو گرفت و محدود کرد به چهارتا کاراکتر که الان در نقش اربابان من، منو به بردگی کشیدند.