برچسب علی حلوی

جایزه 2 1396

داستان سریال در مورد محله ای است به نام شکوفه سرا و ولی شکوفه سرایی شخصیت اصلی آن است. اوکه سال گذشته در انتخابات شورا ها شرکت کرده بود و نتوانست رای بیاورد اکنون همسر خود را از دست داده و برای بر پایی مراسم با پدر همسرش درگیر می شود. اختلافات بالا می گیرد و ماجراهای بسیاری برای ولی شکوفه سرایی از جمله: عضویت علی البدل شورا، اختلاس در شکوفه سرا و جستجوی ولی برای همسریابی و... رخ می دهد.

جایزه 3 1397

داستان سری سوم مجموعه جایزه با موفقیت بهرام در آزمونی علمی در کشور هندوستان آغاز می شود. او به همراه پدرش ولی شکوفه سرایی به هندو ستان سفر کرده و به عنوان نخبه گیلانی و ایرانی رتبه اول را کسب کرده و پرچم ایران را به اهتزار در می آورد و ...

جایزه 4 1398

در این سری از مجموعه تلویزیونی سریال جایزه ،ولی شکوفه سرایی که عضو شورای شکوفه سرا است قصد شرکت در انتخابات مجلس را دارد و باید از شورا استعفا دهد ،و در این مسیر برای خود و خانواده اش مشکلاتی به وجود می آید و... .

جایزه 5 1399

ولی شکوفه‌سرایی به تازگی از زندان آزاد شد و در قالب مشاور فرهنگی در شورای ده، فعالیت می‌کند و در فروشگاه نیز مشغول به کار است ولی یک پسر تحصیل کرده (بهرام) دارد که در روستا فروشگاه آنلاین راه انداخته و متاهل است همچنین ولی، یک مادر و یک دختر هم در خانه دارد. ولی شکوفه‌سرایی در ادامه قصه، قصد ازدواج با «افسانه» (مادرعروس خود) را دارد که به دلیل حجب و حیا و متانت و ادب روستایی سعی دارد از طریق دوستان، خواسته خودرا به «افسانه» بگوید.ناگفته نماند که در شورای ده، خانمی عضویت دارد که به شدت با حضور ولی شکوفه‌سرایی مخالف است و او را فرد موجه‌ای نمی‌داند.

بامهای مه آلود 1393

هیئت امناء امام زاده عون ابن علی (ع) هدایا و نذورات مردم را جمع آوری کرده و تحویل آقای معتمدی حسابدار امام زاده داده تا خرج باز سازی و مراسم ایام محرم گردد، هدایا و نذورات جمع آوری شده در بین راه توسط دو نفر از جوانان گمراه به سرقت می رود. اسماعیل از جوانان خوش نام ماسوله در راه بازگشت به ماسوله با صحنه تصادفی مواجه می شود، آقای معتمدی به شدت زخمی است او را به بیمارستان میبرد و این سر آغاز درگیری اوست. پلیس منطقه در جست و جوی علت تصادف و سرقت پولهاست.این حادثه زمینه ساز بروز درگیری بین دو خانواده سید رسول و حاج ابراهیم می شود که مدتهاست و رابط دوستانه و عمیقی دارند، و دختر یکی عروس خانواده دیگری است...