فاخته 1393
داستان این سریال درباره ی دختری از یک خانواده فرهیخته است که درست اول ماه رمضان به سن تکلیف رسیده و تمام اعمال دینی بر او واجب میشود و…
داستان این سریال درباره ی دختری از یک خانواده فرهیخته است که درست اول ماه رمضان به سن تکلیف رسیده و تمام اعمال دینی بر او واجب میشود و…
داستان «فصل آخر» در زمان حال میگذرد و فلاشبكی به دوران گذشته و سال ۵۶ دارد. اين فيلم داستان دختری را روايت میكند كه يكی از كتابهای پدرش را كه نويسنده بوده است مطالعه میكند و با حقايقی تكاندهنده مواجه میشود. اتفاقات اين داستان در دوران معاصر میگذرد و مطالب كتاب شخصيتهای داستان را در فضای سال ۵۶ قرار میدهد و باعث میشود اين جريان روی شخصيتهای داستان تأثير گذارد.
زندگی به شرط خنده در روایتی طنز، در خانهای که صاحب آن در خارج از کشور به سر میبرد؛ افرادی زندگی میکنند که هر کدام برای خود مشکلات و آرزوهایی دارند. در این میان خشایار، پیرمرد سودجو و پول دوستی که وظیفه مراقبت از خانه را بر عهده دارد، در نبود صاحب خانه، آن را به گروههای مختلف فیلمبرداری اجاره میدهد.
آقای صادقی، مرد جاافتاده و مورد اعتمادی ست که بعد از گذشت یک سال از مرگ همسرش، رخت سیاه را در می آورد و برای عروسی دخترش دست به کار تهیه ی جهیزیه می شود. اما از آنجا که ورشکستگی سنگینی را پشت سر گذاشته و اوضاعش دیگر مثل قدیم ها خوب نیست، برای یافتن پول، به هر دری می زند تا اینکه به فکرش می رسد، مقداری پول از صندوق شرکت بردارد و بعد بدون آنکه کسی متوجه بشود، به موقع، پول را سرِ جایش برگرداند و این آغاز به باد رفتنِ آبروی آقای صادقی ست …
نسرین افضل دختر شجاع و جسوری است که در مقطع دبیرستان مشغول به تحصیل است. زمان سلطنت شاه و کشف حجاب است و در مدرسه خفقان شدیدی حاکم است. نسرین به همراه دوستانش در مدرسه فعالیت های انقلابی دارند و بارها تا مرز به دام افتادن به دست ساواک پیش میرود. پس از پیروزی انقلاب نسرین وارد گروه جهاد سازندگی می شود. او در آنجا با پیرزنی به نام بی بی که نابیناست و درانتظار بازگشت پسرش است مواجه می شود. بی بی زن بسیار سرسختی است و نسرین به سختی در پیله ی تنهایی او نفوذ می کند و....
«خاطرات مرد ناتمام» سریالی خانوادگی است که داستان آن مربوط به سالهای ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۲ و روایت تلاش همایونپور سینا است که قصد سفر به خارج از کشور را دارد و در این حین خاطرات پدر بزرگش را که بتازگی فوت کرده میخواند. همایون (پدر بزرگ) که در فرانسه دارو سازی خوانده و به ایران بازگشته درصدد تأسیس لابراتو ر و تولید دارو برای مردم کشورش است، اما سفارت انگلیس و شهربانی حکومت شاه در مسیر او سنگ اندازی میکنند.
داستان فیلم درباره پسر نوجوانی به اسم ارسلان است که تصمیم دارد در آینده به فوتبالیست بزرگی تبدیل شود. به دلیل بیماری قلبی والدینش به او اجازه بازی نمی دهند. اما مدتی است که پزشک معالج ارسلان به پدر و مادر او گفته است که می تواند فوتبال بازی کند اما …
این مجموعه روایتگر متون کهن ایران همچون مثنوی معنوی، کلیات شیخ بهایی و… است …