برچسب علی جاویدفر

درخت معرفت 1388

مجموعه درخت معرفت ساختاری اپیزودیک دارد و در هر قسمت از این سریال داستانی آموزنده که دارای محتوایی اخلاقی و پندآموز است، روایت می‌شود. اولین قسمت این مجموعه «ماهی» نام دارد و موضوع آن توکل به خدا و امید است. قسمت دوم با نام «کلید»موضوع حق الناس را به تصویر می کشد و سومین قسمت هم با نام «محبوب» به شرافت کاری و تعهد درکار می پردازد. اپیزود چهارم «بسم الله» است و داستان پسربچه ای را روایت می کند که در کلاس های درس استاد خط شرکت کرده و اکنون به آموزش کلمه بسم الله رسیده است. اپیزود «ایل» هم درباره کوچ عشایر است و داستان آن درباره قتلی است که در ایل اتفاق می افتد و حس انتقام شعله می کشد.

اسلحه شیشه ای 1383

اسلحه شیشه ای داستان سه جوان است كه قبل از انقلاب مشغول فعالیتهای انقلابی می باشند و در این گیر و دار یكی از این جوانان به دو نفر دیگر خیانت كرده و آنها را به تشكیلات ساواك معرفی می كند، سال 1357 هنگام آزادی زندانیان این دو نفر نیز آزاد و در پی آن هستند كه از دوستشان انتقام بگیرند.

خط قرمز 1380

چند نوجوان که هر یک برای فرار از مشکلات زندگیشان، از خانه فرار کرده، دور هم جمع می‌شوند و با هدف سفر به سوی آرمان‌ها و خواسته‌های خود پا به راهی با مقصد نامعلوم می‌گذارند، سفری با حوادث ناگوار …

برادران سرزمین من 1389

دو جوان از یک آبادی که یکی از آنان اهل تشیع به نام شکیب و جوان دیگر سلمان از اهل تسنن است، همزمان خواستگار یک دختر به نام سارا هستند. با توجه به قرابت بین سارا و سلمان این دو به عقد هم در می‌آیند، اما زمان عروسی مادر سارا با سم کشته می‌شود و ...

آتش و باد (جشن سربرون) 1400

بهادر کدخدای ایل پوسان با کدخدای طایفه همسایه سرخو رقابت و مخالفتی دیرینه دارد. مدتی است آتش کینه‌ها خاموش شده است تا اینکه سرخو با اعتماد به نفس به خواستگاری دختری زیبا و کم سن و سال بهادر جهان پسند می‌آید. غافل از اینکه قرار است مدتی بعد جهان پسند به عقد پسرعمویش درآید. بهادر قاطعانه با این وصلت مخالفت می‌کند. زخم‌های کهنه سرباز می‌کنند. هر دو طایفه از کدخدای خود حمایت می‌کنند. درگیری ابعاد بزرگتری می‌یابد و بهادر تلاش بزرگی را آغاز می‌کند.

چشمان آبی زهرا 1380

چشم های آبی زهرا داستان یکی از عوامل بلندپایه اسرائیل است که قصد حضور در انتخابات این کشور را دارد. او پسر نوجوان ناقص‌الخلقه‌ای دارد و همین موضوع باعث می‌شود تا یک گروه پزشکی را برای جستجو در اردوگاه‌های مردم فلسطین، بسیج کند تا به دنبال تعویض اجزای بدن اشخاصی که از نظر پزشکی با فرزندش مشابهت دارند، بگردند که در این میان زهرا، دختر یکی از کشته‌شدگان فلسطینی، برای جابه جایی چشمش با دختر صهیونیست انتخاب می‌شود. از سوی دیگر برادر زهرا که از اعضای انتفاضه فلسطین است به دنبال یافتن خواهرش درگیر ماجراهای ناخواسته‌ای می‌شود.این سریال بازی درخشان ابوذر قدرتی در نقش تيودور نوجوان ناقص الخلقه اسراییلی همراه بود.

شب آفتابی 1380

لیلا، منصور،مهناز و بهنام دست به یک سرقت کلان از جواهرفروشی می‌زنند.لیلا جهت کمک به بهنام که زخمی شده به داروخانه می‌رود تا باند تهیه کند،که توسط پلیس دستگیر شده و به مدت ده سال روانه زندان می‌شود. بهنام که قصد ازدواج با او را داشته،بعد از چهار سال او را فراموش کرده و با بهناز ازدواج می‌کند.لیلا در زندان در ایام محرم خواب فاطمه زهرا را می‌بیند که به او می‌گوید مادرش را پیدا می‌کند.رئیس زندان ۲۴ ساعت به او مرخصی می‌دهد،تا مادرش را پیدا کند. او با بی بی که در ایام محرم مجلس عزا بر پا می‌کند آشنا می‌شود لیلا،بهنام را که حالا رئیس یک باند بزرگ مواد مخدر است،پیدا می‌کند و آنها را به پلیس لو می‌دهد و خود دوباره به زندان بازمی‌گردد و پس از ۶ سال دوباره به نزد بی بی بازمی‌گردد.

مثل دریا 1391

این فیلم در مورد دو جوانی است که در سال 1367 بخاطر دزدیدن چند قطعه الماس به زندان می افتند و آن الماس ها بر اساس اتفاق به دست حبیب (پسر حبیب) به جبهه برده می شود .