برچسب علی تیموری
حکایت های کمال 2 1404
قصه در دهه ۴۰ شمسی روایت شده و محور آن خاطرات پسربچهای به نام کمال است که با خانواده و دوستان درگیر ماجراهای کوتاه و آموزنده میشود. این فصل با پرشی زمانی ۴ ساله نسبت به فصل اول همراه است؛ کمال بزرگتر شده و ارتباطاتش نیز جدیتر شدهاند. کمال تحت تأثیر یک معلم اهل مطالعه رشد میکند و ضمن ارتباط با خانواده، به دغدغههای عمیقتری نزدیک میشود.
مرهم (پردیسان) 1403
داستان این مجموعه حول محور زندگی منیژه است که پس از سالها دوری از ایران، برای یافتن گمشدهاش به کشور بازمیگردد. اما تقدیر برای او شگفتیهای بیشتری در نظر گرفته است. فضای داستان در زندگی خانوادههای روحانیون میگذرد و بهعنوان یک ملودرام زنانه، روایتهای متفاوتی از زندگی این خانوادهها را به تصویر میکشد. در این سریال، همسران شخصیتهای اصلی همگی روحانیونی هستند که برای تبلیغ به مناطق مختلف رفتهاند و در این مسیر با ماجراهای گوناگونی مواجه میشوند.
تنهایی ماه 1399
داستان فیلم تنهایی ماه از زنی پولدار به نام افسانه شروع میشود که دارای کارخانه املاک زیادی میباشد و حدود 60 سال سن دارد، کارمندی به نام امیرحسین مسئول حسابداری شرکت است از آنجا که امیرحسین جوانی سالم و درستکار است افسانه به او پیشنهاد ازدواج میدهد و این موضوع باعث میشود شقایق نامزد امیرحسین مطلع شده و دختر و پسر افسانه را مطلع کند و ادامه ماجرا.
چرا گریه نمیکنی 1401
علیرضا بعد از از دست دادن برادرش نمیتواند گریه کند. دوستانش با راههای مختلف از او دعوت میکنند تا گریه کند…
بخارست 1401
جلیل میخواهد شاخ اینستاگرام شود. او حین ضبط یک دوربین مخفی در سونای بخار استخر بخارست...
شهر دودی (ماتیک مخملی) 1399
محسن بعد از مرگ همسر و فرزندش از شهرستان برای کار به تهران میآید و در تهران با دختری به نام ملینا آشنا میشود و این آشنایی آغازگر اتفاقات جدید برای محسن میباشد...
رسم عاشقی 1383
داستان این سریال مهرماه ۱۳۲۰ است. چند روزی که رضاشاه توسط حکومت انگلیس برای همیشه به بیرون از ایران تبعید شد و هرج و مرج بر همه جا حاکم شده و شهر در قبضه نیروهای نظامی خارجی قرار گرفتهاست. استاد ابراهیم خان مرد متمول و صاحب منصبی است که قصد دارد طوبی را به عقد خود درآورد. یوسف که جوان جاهل و لاابالی است.
فضای هرج و مرج شهر را مناسب اعمال خلاف خود مییابد. روزی او با پیرمردی آشنا میشود که همراه دختری به نام طوبی به تهران آمده تا نزد ابراهیم خان برود. در طول راه به خاطر شیوع بیماری تیفوس و قحطی، پیرمرد در بستر مرگ میافتد اما قبل از مرگ بخاطر رشادت جوانی به نام یوسف (سروش صحت) در رفع مزاحمت گروهی از اراذل و اوباش، طوبی را به او میسپارد تا به تهران بیاورد و اتفاقات بعدی داستان را به سمت و سویی دیگر میبرد.
