برچسب علی توسلی

هسته‌های سازماندهی شده برای کشته سازی وجود دارد / از سنگ پراکنی و آتش زدن ماشین آتش نشانی تا لزوم جدایی صف مردم معترض از تروریستها!

گزارش میدانی علی توسلی خبرنگار خبرگزاری SNNTV از مشاهدات عینی و میدانی خود از اعتشاشات آخر هفته گذشته در برنامه رأس یک را ببینید.

کافه‌هایی که جو را متشنج کردند در اتفاقات اخیر مسئولند / از به حاشیه رفتن مطالبات اقتصادی مردم تا جزئیات سفر عراقچی به لبنان + فیلم

در برنامه امروز راس یک به مسائلی مانند حاشیه رفتن اغتشاشات مردمی، آتش زدن اموال عمومی، شهادت شهید فرج الله شوشتری و جزئیات سفر عراقچی به لبنان پرداخته شد.

از مطالبه دریافت هزینه ترمیم خسارات کشور از واحد‌های تجاری حامی اغتشاشگران تا آنچه که خانواده‌ها باید درباره کالابرگ بدانند+ فیلم

درمجله «رأس یک» به موضوعاتی از قبیل اینکه آنچه که خانواده‌ها باید درباره کالابرگ بدانند تادریافت هزینه ترمیم خسارات کشور از واحد‌های صنفی و تجاری حامی اغتشاشگران پرداخته شد.

تعطیلی شبکه منوتو یک پوئن مثبت نیست؛ بلکه بخشی از پروژه فریب برای جذب ارباب جدید است + فیلم

علی توسلی، خبرنگار SNNTV در ویژه‌‎برنامه «نبرد رمضان» یادآوری کرد: سال ۹۵ و ۹۷ گفتند می‌خواهیم شبکه تروریستی منوتو را تعطیل کنیم، اما واقعیت نشان داد که ماجرا فقط به همین ختم نمی‌شود؛ مادر پهلوی پول‌هایش رو تمام کرده با ریخت‌وپاش‌های زیاد، حالا دنبال ارباب جدید می‌گردند.

لطفا مزاحم نشوید 1388

در این فیلم سه داستان به هم پیوسته با شخصیت‌های مختلف را در طی یک روز در تهران روایت می‌کند.

داستان اول، زوج جوانی را دنبال می‌کند که با هم اختلاف دارند و کارشان بعد از دعوا و کتک کاری به کلانتری می‌کشد. مرد که مجری برنامه‌های اخلاقی تلویزیونی است، از واکنش زن جا می‌خورد و سعی می‌کند او را از شکایت منصرف سازد، در حالی که همزمان تلاش دارد وضعیت جفنگی را که در آن گرفتار آمده، از دیگران پنهان کرده یا عادی جلوه دهد.

داستان دوم، ماجرای آخوند سبزواری (هدایت هاشمی) است که دفتر عقد و ازدواج در تهران دارد و کیف پول او به همراه مدارک مشتری‌هایش در مترو به سرقت می‌رود. به دنبال آن مرد روحانی مجبور است برای برگرداندن مدارک، با سارق کیف، مذاکره کند و خواسته غیر متعارف او را برآورده سازد.سارق از او می‌خواهد که پشت تلفن موبایل برای مادر پیرش، روضه ابوالفضل بخواند.

اپیزود سوم، نیز داستان پیرزن و پیرمرد تنهایی است که در همسایگی دفتر مرد روحانی زندگی می‌کنند و تلویزیون آنها از کار افتاده‌است اما بعد از آنکه مرد تعمیرکار برای تعمیر تلویزیون آنها به سراغشان می‌آید، زوج پیر که نسبت به غریبه‌ها بی اعتمادند، از بازکردن در خودداری کرده و از مرد می‌خواهند که تلویزیون را پشت حفاظ آهنی در آپارتمان تعمیر کند.