تصور 1399
«تصور» داستان پسر جوانی است که رانندۀ آژانس اینترنتی بوده و به یک دختر شیرینیفروش علاقهمند است. او با داستان زندگی مسافرانی که سوار میکند، همراه میشود و همۀ آنها را شبیه به دختر موردعلاقهاش میبیند. هر مسافر داستان زندگی خودش را دارد. یکی از آنها میخواهد خاکستر پیکر برادرش را بهباد دهد و دیگری دربارۀ هدیههای ولنتاین و ارتباطاتش برای رانندۀ جوان میگوید. همسر یکی از آنها به او خیانت کرده و یکی دیگر میخواهد بفهمد باردار است یا نه. دیگری میخواهد برای مسابقات جهانی برود و دیگری در شب عروسیاش توسط داماد رها شده و... . شیوۀ بیان داستان «تصور» تا اواسط فیلم، برای مخاطب حل نمیشود اما به طور کلی برای مخاطب بزرگسال قابلفهم است. در نهایت وقتی متوجه میشود که نمیتواند به دختر موردعلاقهاش برسد، آن دختر به مرور از تصوراتش بیرون میرود.
