برچسب علی برجسته

خواستگاری 1368

پيرمردي به نام جواد جلالي با داشتن چندين فرزند و نوه بر اثر تشويق دوستان تصميم مي گيرد پس از سي سال كه از فوت همسرش گذشته از نو ازدواج كند. او با پيرزني، كه همسن و سال خود اوست، آشنا مي شود. آن دو به رغم مخالفت فرزندان و آشنايان پاي سفره عقد مي نشينند.

ملودی 1386

دختران حاج عزت گاراژدار، برخلاف میل و نظر پدرشان و دور از چشم او به دنبال مهمانی و پارتی هستند، در یکی از مهمانی ها، جوانی به نام اشکان، خواستگار دختر دوم حاج عزت می شود، اما با مخالفت وی مواجه می شود. اشکان حاضر نیست از نظرش بگذرد پس در یک کشاکش طولانی و طی ماجراهایی، سرانجام نظر مساعد حاج عزت را به دست می آورد...

راز گل شب بو 1372

الهه در بين اثاثيه پدرش تابلويي با امضاي «پريوش» مي‌يابد و كنجكاوانه پيگير جستجوي صاحب تابلو مي‌شود. نامادريش، «نرگس» كه در بيمارستان بستري است، چيزي از تابلو نمي‌داند، اما نتيجه جستجوها، سرانجام «الهه» را به اين واقعيت مي‌رساند كه «پريوش» مادرش بوده است. و بعد به اين حقيقت دست مي‌يابد كه پدر پس از مرگ «پريوش» تنها زماني آرام گرفت كه با «نرگس» كه شباهت زيادي به «پريوش» داشت، آشنا گرديد. اما «نرگس» هرگز موفق به پر كردن جاي خالي «پريوش» نشد و به زودي التهاب و گرماي اوليه فرو نشست و بي تفاوتي حاكم بر زندگيشان گرديد. عدم توجه و سردي رابطه بين پدر و «نرگس» سرانجام «نرگس» را روانه بيمارستان مي‌كند. الهه كه از اين وضعيت متأثر شده ضمن قدرداني از او كه چون «مادر» او را سرپرستي و بزرگ كرده، موقعيتي فراهم مي‌آورد تا پدرش نيز سپاسگزار «نرگس» باشد.