افسانه ی 98 1388
پس از غرق شدن کشتی حامل جام جهانی، در آستانه مسابقات فوتبال برخی از اشیا به ساحل میرسند. در این میان تعدادی از بچههای اطراف ساحل به جام دست پیدا میکنند. آنها تصور درستی از جام ندارند و همراه آن نوشتهای به زبان انگلیسی را برای ترجمه نزد کاپیتان سلمان میبرند تا نوشته را برای آنها ترجمه کند کاپیتان به آنها میگوید که این جام جهانی فوتبال است، بچهها سعی میکنند که آن را در جای امنی قرار دهند، پس از اطلاع فیفا از گم شدن جام تعدادی از ماموران برای یافتن جام راهی بوشهر میشوند. در این میان کاپیتان کشتی غرق شده به رحمان و بمبک ماموریت میدهد تا جام را در محل غرق شدن کشتی بیابند. غافل از اینکه بچهها به جام دست پیدا کردهاند. تا اینکه به رحمان و بمبک خبر میرسد که جام نزد تعدادی بچه است. آنها ماموریت خود را در شهر ادامه میدهند. بچهها پس از آگاهی به در پیش بودن جام جهانی و نیز حضور ماموران فیفا جام را نزد کاپیتان سلمان میبرند تا آنها را راهنمایی کند.
