برچسب علی اصغر شهبازی

زیر درخت هلو 1384

در خانواده عارف پور هر كسي شب قبل از مرگ، در خواب مي فهمد كه فردا ساعت پنج عصر خواهد مرد. اين سنت در خانواده عارف پور به زمان حال رسيده است. بزرگ خاندان عارف پور در خواب مي بيند كه زمان مرگش فرا رسيده به همين دليل از صفا، مستخدم خانه زادش مي خواهد كه پسرش مسعود را خبر كند. عارف پور نزد او وصيت مي كند كه قبل از خواندن وصيت نامه كه در گاوصندوق و كليدش هم نزد صفاست، ملزم به پيدا كردن همسري براي صفا و ازدواج مستخدم باوفاي او هستند. عارف پور رأس ساعت مقرر مي ميرد. در اين ميان اعتمادي داماد خانواده كه در كار آپارتمان سازي است اصرار مي كند كه صفا هرچه سريع تر با دختري ازدواج كند و سهم هر كس از ارث مشخص شود تا او بتواند در سهم همسرش از حياط بزرگ خانه، آپارتمان سازي كند. اما صفا معتقد است چون مهره مار دارد و طرفداران بي شماري براي ازدواج با او هستند، ازدواج او محله را به هم خواهد ريخت. با اصرارهاي اعتمادي سرانجام همه زنان بيوه محله به خانه عارف پور مي ريزند تا با صفا ازدواج كنند. در ميان بلبشوي حضور زنان در خانه عارف پور، الهه همسر مسعود متوجه علاقه سوسن مستخدمه خانواده اعتمادي به صفا مي شود، اما چون سوسن از هلو بدش مي آيد و صفا با نام بردن از هلو با سوسن هميشه درگيري دارد، امكان ازدواج اين دو ضعيف به نظر مي رسد. الهه پيشنهاد مي كند كه آنها صفا و سوسن را به شمال ببرند تا دور از خانواده در ويلاي خانوادگي آنها بتوانند بهتر همديگر را بشناسند. صفا و سوسن به همراه مسعود و الهه به شمال مي روند. صفا و سوسن در ويلا مي مانند. اما درد زايمان الهه باعث مي شود كه مسعود حضور صفا و سوسن را در ويلا فراموش كند. صفا و سوسن در ويلا پس از كلي درگيري و حل مشكلات يكديگر شيفته هم مي شوند، اما صفا همچنان بر ازدواج نكردن با سوسن پافشاري مي كند. اما با ديدن خواب جهنم و عذاب خداوند براي افراد مجرد تصميمش براي ازدواج راسخ مي شود. صفا و سوسن در نهايت با هم ازدواج مي كنند.

جدایی نادر از سیمین 1389

سيمين (ليلا حاتمي) مي‌خواهد به‌همراه همسرش نادر (پيمان معادي) و دخترش ترمه (سارينا فرهادي) از ايران برود و همه مقدمات اين کار را فراهم کرده. اما نادر نمي‌خواهد پدرش را که از بيماري آلزايمر رنج مي‌بَرَد تنها رها کند. اين اختلافات باعث مي‌شود سيمين از دادگاه درخواست طلاق کند، اما دادگاه درخواستش را در مورد حضانت فرزندش رد مي‌کند و مجبور مي‌شود به خانه پدرش برگردد.

ترمه تصميم مي‌گيرد پيش پدرش نادر بماند به اميد اينکه مادرش سيمين پيش آنها برگردد. نادر نمي‌تواند از عهده مراقبت از پدرش بربيايد؛ پس براي اين کار يک مستخدم به نام راضيه (ساره بيات) استخدام مي‌کند. اين زن جوان که باردار است اين کار را بدون اطلاع همسرش حجت (شهاب حسيني) قبول کرده‌است. يک روز نادر به خانه برمي‌گردد و پدرش را در حالي که دستش با روسري به تخت بسته شده و از روي تخت به زمين افتاده و تنها رهاشده مي‌بيند.

وقتي راضيه به خانه برمي‌گردد دعواي شديدي درمي‌گيرد که عواقب تراژيک آن نه‌تنها زندگي نادر را زير و رو مي‌کند، بلکه تصوير دخترش از او را دستخوش تغيير مي‌سازد. راضيه به‌دليل مرگ جنينش به بيمارستان منتقل مي‌شود. او و همسرش دليل مرگ جنين را هل داده شدن توسط نادر مي‌دانند و از نادر شکايت مي‌کنند و...

پنج تا پنج 1392

داستان مردي پنجاه و پنج ساله ( صابر ساعدي ) است که در جريانَ يک حادثه اتومبيلش پنچر شده و ناگزير در مسيري قرار مي گيرد که به اجبار يک شب را در ويلاي چهار پيرمرد بازنشسته به صبح مي رساند که در طول اين چند ساعت اتفاقاتي بينِ وي و پيرمردها رخ مي دهد.

سامانه کندو زیست بومی جهت هم‌افزایی بیشتر هسته‌های خودجوش سراسر کشور است

مسئول دبیرخانه اعتلا سازمان بسیج دانشجویی در دیدار روسای سازمان بسیج دانشجویی و مهندسین صنعت گفت: سامانه کندو سازمان بسیج دانشجویی زیست بومی جهت هم‌افزایی بیشتر هسته‌های خودجوش سراسرکشور است.