بازجویی در کافه تهران 1389
سرگرد احمد کاویان با وجود مخالفت همکارانش و با مسئولیت خودش ، قاسم را که متّهم به قتل پیرزنی به نام مهری عظیمی است از زندان آزاد میکند...
سرگرد احمد کاویان با وجود مخالفت همکارانش و با مسئولیت خودش ، قاسم را که متّهم به قتل پیرزنی به نام مهری عظیمی است از زندان آزاد میکند...
خانواده نوروز عبدی نزدیک ایام عید برحسب یک کلاهبرداری دچار مشکل بی پولی می شوند و در پی راه فراری برای عدم پذیرایی از فامیل در ایام عید هستند....
جنازه دختری به نام چیستا (الناز شاکردوست) دختری که در مزون ویدا (نسرین مقانلو) کار می کرده پیدا می شود پسر ویدا در یک درگیری به زندان می افتد و شیوا (مهراوه شریفی نیا) خواهر ویدا، وکالت فردی را که متهم به قتل همسر و فرزند خود می باشد (حسین یاری) را به عهده می گیرد. در این سریال برای نخستین بار پس از انقلاب، تلویحا به حضور و نقش شبکه های فراماسونری در فرهنگ سازی و جرایم سازمان یافته، پرداخته شده است. حمید گودرزی در این فیلم نقش دوست الناز شاکر دوست را بازی می کنه که نوازنده هم هست ولی در پایان فصل اول به جرم قتل الناز شاکر دوست اعدام میشه. در این سریال عشق ها خیلی سریع ایجاد میشه و به تلخی پایان می یابد.
داستان این فصل از جایی شروع شد که نورالدین در حال پرداخت بدهیهایش است. ماجرایی که با مرگ مه لقاخانم همراه میشود. بعد از این هم در طول داستان شاهد بخشی از جریان زلزلههای معروف غرب کشور بودیم، ماجرایی که باعث شد اهالی روستا تا امن تر شدن اوضاع به صحرا بروند و مدتی آنجا زندگی کنند. در این جابه جایی و فضای تازه هم هر روز اتفاقات جدیدی رخ میداد، مواردی که در ابعاد کوچک و با طنز تلخی که در آنها وجود داشت، بخشی از مسائلی که حادثه دیدههای غرب کشور پشت سر گذاشتند را منعکس کرد.
«جواد جوادی» در این فصل پا به دانشگاه امیر کبیر میگذارد. در همان بدو ورود طی اتفاق غیر مترقبه ای با مسعود و سپس قاسم که از اهالی بیرجند است آشنا میشود. گرچه دوستی جواد با این دو کمی دچار چالش بوده اما رفته رفته با یکدیگر رفیق میشوند. هر سه دوست با هم پیمان میبندند که با سخت کوشی و تحصیل، نخبه شده و به راحتی جذب دانشگاه پورتلند آمریکا که محل سکونت مژگان عباسی است بشوند. آنها در مقطع فوق لیسانس برای آزمایش پروژه خود وارد حریم ممنوعه شده و برایشان مشکلات عدیده امنیتی پیش میآورد. مشکلاتی که موجب میشود جواد به آینده اش و رسیدن به پورتلند نگران شود. در ادامه ماجرا خطرهای زیادتری دامن جواد و مسعود و قاسم را میگیرد. آنها در این فصل برای رهایی از موانع به نوبه خود اقدام میکنند. تیم جهت برای رسیدن به هدف بزرگشان در چند جبهه میجنگند. جنگ با رقبای دانشگاه، درگیری با بازار کار و تبعیضها، جنگ برای اثبات خود به مدیران و مسئولین و صاحب صنایع، مرافعه با رئیس سخت گیر و مقرراتی دانشگاه آقای توفیقی، تلاش برای برطرف کردن سوءظنی که سرگرد خوشنام به آنها دارد باعث شده تا این فصل با فراز و فرودهای متعددی مواجه شود. بهخصوص در میانه نبرد هر سه دوست درگیر مسائل عاطفی هستند یا میشوند که راه را برای رسیدن به پورتلند دشوارتر میکند… در پایان داستان، جواد از رفتن به پورتلند و ازدواج با مژگان منصرف میشود و تصمیم میگیرد با مرضیه، همکار و هم دانشگاهی اش، دختر دکتر توفیقی ازدواج کند.
«نون.خ» مخفف «نورالدین خانزاده»(با بازی سعید آقاخانی) است. این سریال درباره «نورالدین معتمد» و «امین»، کشاورزان شهری است که در اثر بروز مشکلات اقتصادی، شریک تجاریشان فوت کرده و دچار مشکلات متعدد میشوند.
داستان این مجموعه با ازدواج شیرین، دختر نورالدین شروع میشود که در حین آن داماد ناپدید میشود. در این میان شوهر خواهر نورالدین خانزاده، بهادر خان، به یک معدن طلا دست پیدا میکند و سعی میکند کسی از این قضیه مطلع نشود؛ ولی در ادامه با ورود اهالی روستا از جمله کیوان، سلمان و سیروس به ماجرای معدن، این داستان شکل دیگری به خود میگیرد. تلاش اهالی روستا برای استخراج طلا از معدن، رقابت فریبرز و سلمان برای ازدواج با شیرین، واریز پولی هنگفت از سوی پدر نازنین به حساب نورالدین و ورود آب قنات روستا به معدن در پی انفجار دینامیت از ماجراهایی هستند که داستان اصلی این مجموعه را شکل میدهند.
داستان این مجموعه تلویزیونی مربوط به دو باجناق و خانوادههایشان است که برای تأمین هزینه زندگی، تصمیم میگیرند یک شرکت خدماتی تأسیس کنند و این مسئله آنها را درگیر ماجراهایی تازه و بامزه میکند و...