برچسب علی ابوالحسنی

پلاک 14 1379

پلاک ۱۴ برنامه‌ای طنز شامل موضوعات خانوادگی و اجتماعی است که در خانواده دو برادر به نام‌های فراز و فرود اتفاق می‌افتد.

فراری 1388

جوانی که به خاطر مخالفت پدر و مادرش پنهانی به خواستگاری دختر مورد علاقه اش می رود، در مراسم خواستگاری با اتفاق عجیبی روبرو می شود و…

ببخشید شما 1378

در هر قسمت از این مجموعه، مجری برنامه، مهران مدیری، به گفتگو با صاحبان مشاغل مختلف از زاویه طنز می‌پرداخت. علاوه بر این، آیتم‌های طنزی نیز، عمدتاً در ارتباط با همین مشاغل در حین گفتگو پخش می‌شدند.

سفر خوش 1383

«لطفعلی خان سخاوت» پیرمرد ثروتمند و خسیسی است که ماهی یکبار سکته می ‎کند. وی یک پسر قلچماق و لوطی مسلک به نام اکبر و سه دختر و سه داماد دارد که آرزوی مرگ وی را دارند. از طرفی یک جوان ساده و دست و دلباز به نام «پیروز» نیز خواستگار دختر کوچک او «توران» است. «بهروز» و «فیروز» داماد های «لطفعلی خان» پدر زن خود را به کیش دعوت می‎ کنند تا شاید با عدم اجرای دستورات دکتر، او را بکشند و …

شکرآباد 1393

این مجموعه به صورت اپیزودیک است. داستان‌ها و اتفاقات در سال‌های خیلی دور و در مکانی نامعلوم رخ می‌دهد، البته از نیمه‌ی راه، به این مکان "بلخ" اطلاق می‌شود. مردم و اهالی این مجموعه به رغم آنکه در زمان گذشته هستند هر از گاه از ابزار مدرنی مانند تلفن همراه، تلویزیون، موتورسیکلت و … استفاده می‌کنند.

راوی داستان‌ها سه گونه‌اند:

در قسمت‌های اول، معلمی در مکتب‌خانه به زور برای شاگردان از روی کتابی قدیمی، حکایت‌های پندآموز می‌خواند.
در قسمت‌های میانی پدر پیری را در بستر مرگ مشاهده می‌کنیم که برای سه فرزندش با نام‌های آلفرد، هیچکاک و تقدیم می‌کند - که کارهای اشتباه انجام می‌دهند - حکایت تعریف می‌کند تا آن‌ها پند بگیرند.
در قسمت‌های پایانی مردی زندانی در محبسی سنگ می‌شکند و بخاطر تنهایی نیازمند هم‌صحبت است تا برای او حکایتی بگوید و در هر قسمت، هم‌بندی جدیدی وارد زندان می‌شود، اما معمولا در پایان همان قسمت یا آزاد می‌شود یا از زندان می‌گریزد و زندانی اول، باز تنها می‌شود.

نون خ 2 1399

داستان این فصل از جایی شروع شد که نورالدین در حال پرداخت بدهی‌هایش است. ماجرایی که با مرگ مه لقاخانم همراه می‌شود. بعد از این هم در طول داستان شاهد بخشی از جریان زلزله‌های معروف غرب کشور بودیم، ماجرایی که باعث شد اهالی روستا تا امن تر شدن اوضاع به صحرا بروند و مدتی آنجا زندگی کنند. در این جابه جایی و فضای تازه هم هر روز اتفاقات جدیدی رخ می‌داد، مواردی که در ابعاد کوچک و با طنز تلخی که در آنها وجود داشت، بخشی از مسائلی که حادثه دیده‌های غرب کشور پشت سر گذاشتند را منعکس کرد.