لباس عروسی (کوتاه) 1403
ساعد و نادر در راه برگشت از کارخانه با دختری روبرو می شوند ...
داستان فیلم "پریشانی" درباره زنی به نام مهتاب است که پس از مرگ پدرش دچار افسردگی و بیماری روانی شده است. احسان، همسر مهتاب برای بهبودی او خانهای خارج از شهر میسازد، اما بیماری مهتاب با ورود به این خانه شدت مییابد.
مرتضی از زندان آزاد میشود و متوجه میشود که دختری که موردعلاقه اش بوده با رفیقش افشین ازدواج کرده است. عمو یحیی که رفیق پدرش بوده در کارش ورشکست شده و افشین که وضع مالی خوبی داشته و مرد شیادی میباشد به قصد چشم داشت به غزل که دختر یحیی میباشد به یحیی کمک مالی میکند.
موضوع کلی شش قهرمان و نصفی به کارخانه مداد رنگی بازمیگردد که به دلایلی بعد از سالها تعطیل میشود و چند کودک به کمک قهرمان اصلی سریال به نام «ارسلان میرمیرانی» در تلاش هستند تا آن را بازگشایی کنند.
پیرمردی که به تنهایی زندگی خود را میگذراند، در انتظار حکم قصاص فرزندش است. او با اینکه برای جلب رضایت خانواده مقتول تلاش زیادی کرده، اما پسرش در زندان سکته میکند. او برای تحویل جنازه راهی شهر میشود و اتفاقات زیادی را پشت سر میگذارد.