برچسب علیرضا نایینی

پادری 1392

داستان «پادری» دررابطه با قالیشویی مشتاق است که تعطیل شده‌است، و فیروز مشتاق در ایام نزدیک به نوروز به خاطر از دست نرفتن اعتبار قالیشویی و حفظ مشتریان سابق، سعی می‌کند با اجاره یک قالیشویی دیگر، کارش را پی بگیرد، او که با انبوهی از فرش‌های نشسته روبرو است، دردسرهای جدیدی برایش رخ می‌دهد. از طرفی نصرت برخلاف گذشته دارای وضع مالی خوبی می‌شود…اما این ظاهر قضیه است و به نظر می‌رسد همهٔ این امکانات الکی و دروغی است...فیروز که از یک طرف درگیر پیدا کردن قالیشویی جدید است از طرفی دیگر با مشکل نصرت رو به رو می‌شود و مجبور می‌شود آن را هم حل و فصل کند همهٔ این مشکلات فضای طنز گونه ای ایجاد میکنند که با نقش افرینی هومن برق نورد بسیار طنز روایت می‌شود.

تا رهایی 1388

یک چمدان حاوی قرص‌های روانگردان در فرودگاه با یک چمدان دیگر سهواً عوض می‌شود. واردکنندگان این قرص‌ها یکی از افراد خود را نزد صاحب چمدان می‌فرستند تا چمدان حاوی مواد را از او پس بگیرد و….

گمشده 1377

در جریان قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، پسربچه‌ای به همراه پدرش در تظاهرات شرکت می‌کند و با مشاهدهٔ کشته شدن پدرش در این تظاهرات، حافظه اش را از دست می‌دهد؛ اما...

هیولا 1397

هوشنگ شرافت، معلمی سرشناس و شرافتمند است که در تنگنای مالی قرار دارد و این مسئله بر خانواده‌اش تأثیر به‌سزایی گذاشته‌است. هوشنگ مادری مریض دارد که توان خرید داروهایش را ندارد و روزی یکی از دانش‌آموزانش به‌نام هوشمند کامروا به او ۳ تراول ۵۰ هزار تومانی می‌دهد و شرایط خرید داروها را پیدا می‌کند، اما می‌فهمد که تراول‌ها تقلبی بوده و برای خرید داروهایش مجبور به خرج آنها می‌شود. در همان حین، با پدر هوشمند یعنی، کامران کامروا، که فردی بسیار پولدار است، آشنا می‌شود و ارتباطاتی با او پیدا می‌کند که باعث می‌شود شریف بودن را کنار بگذارد و ناخواسته ثروتی بادآورده می‌آورد و درگیر یک زندگی جنایی می‌شود.

امید 1370

پزشك جواني كه در آستانه ورود به عرصه كار حرفه اي خويش است، عاشق دختر جواني شده است كه سر و وضع و تحصيلات خوبي دارد و علائقش نيز با دكتر اميد سازگار است. او دختري سر راهي است كه با امكانات پرورشگاه تحصيل و رشد كرده است و از گفتن حقيقت به همسر آينده اش مي ترسد. سرنوشت يكي از دوستانش كه پس از اطلاع از وضعيتش رهايش كرده اند و او دچار افسردگي شديد شده، او را بيشتر مي ترساند. يكي از مديران پرورشگاه كه از بانوان نيكوكار فعال است او را به رودررويي شجاعانه با موضوع تشويق مي كند و مي گويد همراهش خواهد آمد. اما او كسي نيست جز مادر همان دكتر اميد كه وقتي بالاخره از جريان باخبر مي شود، به شدت با پسرش مخالفت مي كند و بي خانواده بودن دختر مورد علاقه پسرش را به رخ او مي كشد. اميد كه از جريان سرخورده شده، به دختر پرخاش مي كند. اتومبيلشان تصادف مي كند. دختر زير باران مي گريزد و در آستانه كلبه اي از هوش مي رود. دوست او كه نگران سرنوشتش است او را مي يابد و به بيمارستان مي رساند. هر لحظه امكان مرگ دختر مي رود، اما صداي دكتر اميد او را دوباره به زندگي برمي گرداند.

بندر مه آلود 1371

عبود، جوان كولي جنوبي، در شمال كشور به قتل مي رسد و صياد سالخورده اي به نام تراب در مظن اتهام قرار مي گيرد. تراب هنگام خروج از كشور در پل مرزي آستارا توسط يك افسر تجسس، كه داماد اوست، بازداشت مي شود. افسر در تحقيقات خود در جنوب از همسر عبود مي خواهد كه براي تشخيص هويت مقتول به شمال برود. تراب توسط رضا كه قاتل عبود است، از پا درمي آيد. تحقيقات روشن مي كند كه عبود سال ها قبل دخترش را به سناتوري فروخته و همسر عبود تصميم گرفته است دختر را كه با همسر سناتور زندگي مي كند نزد خود بازگرداند. افسر كه به رضا بدگمان شده است قصد جلب او را دارد، اما رضا مي گريزد و پس از دستگيري، درحالي كه مجروح شده است، اعتراف مي كند كه سناتور طراح اصلي قتل بوده است. وقتي دختر عبود از سفر بازمي گردد افسر كه سناتور را دستگير كرده به او اجازه مي دهد كه دقايقي با همسر و دختر خوانده اش ملاقات كند.

حماسه دره شیلر 1365

رحيم از سپاه پاسداران اخراج مي شود. ميني بوسي را سرقت مي كند و به كردستان مي رود و به شاخه اي از حزب دموكرات كردستان ايران به رياست حسام خان مي پيوندد. دموكرات ها در تدارك وارد كردن اسلحه و مهمات از عراق هستند. سپاه مركز از موضوع باخبر مي شود و فردي را با نام مستعار ناصر براي كسب اطلاعات بيشتر به محل مي فرستد. ناصر شناسايي و كشته مي شود. حسام خان رئيس شاخه ي حزب نيز به دست يك روستايي به قتل مي رسد. هويت واقعي رحيم، كه براي آوردن مهمات به عراق رفته آشكار مي شود. او براي اثبات بي گناهي خود به سپاه مركز مي خواسته به عمل فداكارانه بزند. درگيري با دموكرات ها آغاز مي شود و نيروهاي سپاه جنگ را به سود خود خاتمه مي دهند.

راه طی شده (ظهر روز دهم) 1384

يك گروه فرانسوي به منظور انتخاب نمايش تعزيه براي جشنواره «اوينيون» و ساخت فيلم مستندي از مراحل آماده سازي و اجراي تعزيه به ايران مي آيند. حضور اين گروه موجب بروز ماجراهايي ميان شبيه پوشان و شبيه گردانان تعزيه مي شود، به گونه اي كه تعزيه را تا مرز تعطيلي پيش مي برد.