برچسب علیرضا مهران

حکم رشد 1400

«سریال «حکم رشد»، داستان سرهنگی است که می‌خواهد ریاست کلانتری منطقه‌ای را بپذیرد که برادر شیری‌اش در آن‌جا زندگی می‌کند، اما اعضای خانواده معتقدند که این اتفاق «ذبیح» و «غـلام» را که آدم لات و دردسرسازی هستند، روبه‌روی یکدیگر قــرار می‌دهد.

انفرادی 1398

فیلم انفرادی داستان مردی بنام (مهدی هاشمی) است که به افرادی پرنفوذ بدهکار است و تصمیم می‌گیرد مثل گذشته سرقت کند و از دوست دوران جوانی (رضا عطاران) و همکارش (احمد مهرانفر) درخواست می‌کند تا کمکش کنند. این سه دوست از دزدی ماشین شروع می‌کنند تا عتیقه اما وقتی پول کافی بدست نمی‌آورند متوجه می‌شوند باید کار جدید انجام بدهند، اقدام به سرقتی بزرگ می‌کنند و وارد ماجرایی می‌شوند که اتفاقات طنز تلخ و شیرینی را برایشان رقم می‌زند.

فرار از اردو 1393

گروهی از دانش آموزان توسط مدرسه برای دیدن دریا به اردو برده می شوند تا در شمال دریا را مشاهده نمایند . اما در میانه اردو و با صلاح دید مسئولین دبیرستان هدف تغییر می کند. اما گروهی از دانش آموزان که نمی توانند این بدقولی را قبول کنند از اردو جدا می شوند و خود به سمت دریا می روند اما در طول مسیر اتفاقات ناخواسته ای برای آن ها رخ می دهد که…

علیرضا مهران: تئاتر نه مرهم است و نه آینه‌ای بی‌رحم

علیرضا مهران، کارگردان نمایش «شهرک»، معتقد است تئاتر در روزهای بحران نه می‌تواند صرفاً نقش مرهم را ایفا کند و نه باید به آینه‌ای بی‌رحم از جامعه تبدیل شود؛ او می‌گوید «شهرک» با عبور از یک جغرافیای محدود و حرکت به سوی اضطراب، وجدان، قدرت و امید، تلاش دارد در شرایطی که جامعه بیش از همیشه به گفت‌وگو نیاز دارد، فضایی برای همدلی و اندیشیدن ایجاد کند.

زیر هشت 1389

مرد ۴۰ ساله‌ای به اسم عطا (امیر جعفری) که حاشیه‌نشین شهر تهران است، راننده و پادوی حاجی «کارخانه» است. عاشق منیژه (پانته آ بهرام) دختر حاجی می‌شود و به خاطر او و با نقشه او از جواهر فروشی سرقت می‌کند. و به زندان می‌رود. اما منیژه که فقط به خاطر انتقام گرفتن از پدرش که بعد از مرگ مادرش یک زن دیگه به اسم مهری (پوراندخت مهیمن) گرفته بود با عطا همکاری می‌کرد. چون پدرش بعد از سرقت سکته کرده بود، پشیمان شد و با مردی به اسم عادل (آرش مجیدی) ازدواج کرد و از محله شان رفت. عطا که در زندان با مردی به نام عیوضی (آتیلا پسیانی)، راننده کامیون، آشنا شده و نجاری یادگرفته توسط او متوجه ازدواج منیژه می‌شود و انگشتانش زیر دستگاه از بین می‌رود و از زندان بیرون می‌آید تا از منیژه انتقام بگیرد. منیژه برادر ناتنی به اسم منصور (کامران تفتی) دارد که کاشف راز بزرگ سرقت از جواهر فروشی و برلیان‌های ۶۰۰ میلیونی است. وقتی عطا مزاحم خواهرش می‌شود، او بچه‌های خواهر عطا، ملیحه (شیوا ابراهیمی)، را می‌دزدد تا عطا را سر بدواند…