پوست 1397
موضوع این فیلم عشق، جادو و خرافه پرستی است و دربارهٔ خانواده ای است که شامل یک مادر و پسر هستند و زندگی آنها به دلیلی دچار مشکل میشود.
موضوع این فیلم عشق، جادو و خرافه پرستی است و دربارهٔ خانواده ای است که شامل یک مادر و پسر هستند و زندگی آنها به دلیلی دچار مشکل میشود.
مجموعه برف بی صدا می بارد قصه اي درام، اجتماعی و خانوادگی دارد کـه در آن داستان زندگی یک خانواده پنج نفره بـه تصویر روایت شده اسـت.
در «ایراندخت» روایت سالهای مشروطه، قیام ستارخان، ماجراهای تبریز و همزمان اعدام شیخ فضلالله در تهران و حتی نقش فراماسونری در این میان، مطرح شده است.
در این مجموعه تلویزیونی قرار است به سالهای پایانی عمر شریف ستارخان سردارملی پرداخته شود
این سریال داستان به قدرت رسیدن رضاشاه پهلوی و محمدرضاشاه پهلوی در ایران و از زمان بازگشت محمدرضاشاه پهلوی از مصر، پس از ازدواج با ملکه فوزیه تا انقلاب ۵۷ و پیروزی انقلاب اسلامی به تصویر میکشد.
داستان این مجموعه تلویزیونی از زخمی شدن حسن بن علی و رفتن وی به مدائن که حاکم آن عموی مختار است شروع میشود. مختار از طرف عمویش فرا خوانده میشود تا از حسن بن علی محافظت کند. بعد از مسموم و کشته شدن حسن مجتبی توسط همسرش جعده در ادامه، داستان به وقایع سال ۶۰ هجری و مرگ معاویه و حکومت یزید و جریان بیعت گرفتن از حسین بن علی رفته و در نهایت پنج سال بعد از حادثه عاشورا، مختار به عنوان رهبر سومین قیام پس از عاشورا با متحد کردن شیعیان با شعار «یا لثارات الحسین» به خونخواهی حسین بن علی و شهدای کربلا قیام میکند.
ارسطو ماشین شاسیبلند میخرد و خانواده را برای خوردن هویج بستنی میبرد، اما در میانهٔ راه ماشین چپ میکند و در آب میافتد. خانوادهٔ نقی معمولی بر سر این اتفاق صدمات شدیدی دیدهاند و نقی برای این موضوع رابطهاش را با ارسطو قطع میکند. او برای عوض شدن روحیهٔ خانواده پس از این حادثه، آنها را به ترکیه میبرد. در میانهٔ راه، نقی با ارسطو روبرو میشود و درگیری لفظی میان این دو رخ میدهد، اما پس از آن با هم صلح میکنند. آنها در کشور ترکیه سوار بر بالن میشوند. مسئول هدایت بالن بر اثر مصرف مشروبات الکلی سکته کرده و منجر به مرگش میشود. سپس بالن آنها را به سمت سوریه و جبههٔ داعش میبرد. خانوادهٔ نقی با داعشی پیشین به نام الیزابت آشنا میشوند و از طریق وی میفهمند که در سوریه هستند. سپس برای نجات خود به سمت لاذقیه میروند. آنها به شهر لاذقیه میرسند و به کارخانهٔ متروکهای میروند. در آنجا با عدهای داعشی روبرو میشوند و خانوادهٔ نقی توسط این افراد گروگان گرفته میشوند اما سرانجام توسط نقی نجات پیدا میکنند. آنها پس از نبرد با عدهای داعشی دیگر درگیر میشوند و پس از کشتن آنها به کمک ارتش سوریه سوار هلیکوپتر میشوند و نجات پیدا میکنند.
خورشید و مهرناز دو دانشجوی رشتهٔ شیمی هستند که در ساختمانی متروک، آزمایشگاهی دایر و در آنجا تحقیقاتشان را روی کریستالهای مولکول آب آغاز کردهاند. پس از مدتی و در جریان این تحقیق، مهرناز به طور مرموزی در آزمایشگاه کشته میشود. خورشید که در اثر این حادثه ضربهٔ روحی سختی خورده، میکوشد با آزمایشهای خاص ابداعیاش، به راز این جنایت پی ببرد.