اولیور توئیست (نمایش) 1398
قصه این سریال به نخستین روزهای تلخ شیوع ویروس کرونا و زحمات و مشکلات کادر درمان برای کمک به بیماران و مهار بیماری میپردازد.
پیرمردی راهی زیارت خانه خداست و برای کسب حلالیت از مردم روستای محل زندگی اش سفر کوتاهی را آغاز می کند ؛ اما بر خلاف انتظار در موقعیتی قرار می گیرد که خود او باید کسی را حلال کند. او در پذیرش این مهم سرسختی می کند و ...
داستان این فيلم درباره محتشم از كارخانه داران معروف چاي است كه در تصادفي كشته ميشود. در مراسم چهلم او يادداشتي به دست پسر بزرگش ميرسد كه در آن نوشته شده پدرش در يك صحنهسازي به قتل رسيده است....
زندگی پسری نوجوان را در شمال کشور روایت میکند که با خواهر و مادر خود در یک روستا زندگی میکنند و هر بار یک خانواده میهمان آنها می شوند. پسر خانواده به خاطر اینکه احساس مسئولیت میکند و در عین حال خلاقیتهای خوبی دارد، تلاش میکند تا برای کسب درآمد و تامین معاش خانواده، خانه مخروبشان را محلی برای جذب توریست قرار دهد
فیلم داستانی غیرخطی دارد و از تعدادی داستانک با شیوهٔ روایت زمان مدور تشکیل شده است. پیرنگ اصلی فیلم این است: چند دانشجوی دختر و پسر برای شرکت در جشن بادبادک بازی به شمال کشور رفتهاند. در همسایگی کمپ کوچک آنها کلبه-رستورانی قرار دارد که سه مرد ساکن آن هستند. رستوران به گوشت احتیاج دارد و جز این جوانها شکاری در آن اطراف نیست.
رضا با دوری جستن از شهر، در مزرعه در گیلان خود مشغول به کار است. او به همراه خانواده در دامن طبیعت زندگی آرامی دارد. اداره مزرعه با مشکلاتی روبرو شدهاست. رضا میکوشد این مشکلات را با دوری از زنجیره روابط فاسد محلی پشت سر بگذارد.