زندگی شگفت انگیز است 1398
زندگی شگفت انگیز است داستانی از ماجرای اختلاف یک زوج به نام سیمین و روزبه را به تصویر میشکد که قصد جدایی از هم را دارند اما اتفاقات شگفت انگیز مسیر زندگی شان را تغییر میدهد…
زندگی شگفت انگیز است داستانی از ماجرای اختلاف یک زوج به نام سیمین و روزبه را به تصویر میشکد که قصد جدایی از هم را دارند اما اتفاقات شگفت انگیز مسیر زندگی شان را تغییر میدهد…
در مجموعه تلویزیونی «بالهای خیس» دو داستان به موازات هم روایت میشود.
داستان اول این مجموعهی 26 قسمتی حول محور پزشک حاذقی به نام مجید پرتو با ایفای نقش «حبیب دهقاننسب» شکل میگیرد که با تشکیل تیمی جوان در زمینه تولید داروی ضدسرطان، پژوهش گستردهای انجام داده است. در این راه دوست و همرزم قدیمیاش مهدی قاسمی با بازی علی عمرانی پا به پای او پیش میآید و اگرچه تخصصی در زمینه تولید دارو ندارد، اما نقش مشوق و همراه همیشگی را برای دکتر پرتو بازی میکند.
داستان دوم مضمونی خانوادگی و معمایی دارد. جوانی به نام محسن با ایفای نقش حسین مهری در جریان اردویی دانشجویی در شمال کشور توسط ضاربی ناشناس درون پرتگاهی میافتد. سقوط محسن در این پرتگاه و نجات او از مرگ، زمینهساز به وجود آمدن ماجراهایی میشود که پی در پی بر سر راهش قرار میگیرد.
یونس، پلیس جوانی است که پدرش قاضی دادگستری بوده و به طرز مشکوکی به قتل میرسد. او به انگیزهٔ کشف راز قتل پدر و نیز به توصیه مادرش، بعد از به هم خوردن مراسم عقد با دختر عمویش نیلوفر، با دلی شکسته وارد دانشکدهٔ پلیس میشود و بعدها به عنوان ستوان آگاهی مشغول به کار میشود. او در خلال جستجوهایی که برای کشف راز قتل پدرش انجام میدهد متوجه مواردی میشود…
این سریال برگرفته از زندگی شخصی و خصوصی امام خمینی (ره) است.
این مجموعه تلویزیونی تاریخی ماجرای جنگهای ایران و روسیه را در زمان فتحعلیشاه قاجار و عباس میرزا به تصویر کشیدهاست و روایتگر جنگهای این دو کشور از آغاز تا مرگ عباس میرزا است.
هر قسمت از این مجموعه موضوع متفاوتی دارد. «در این مجموعه سعی شده تا از داستانهای واقعی که ممکن است برای هر یک از افراد جامعه اتفاق بیفتد، استفاده شود.»
چند ماه پس از دست یابی ایران به انرژی اتمی، افشین فرهت (افشین کتانچی) که مهندس شیمی است به دلیل پیدا نکردن شغل مناسب در ایران افسردهاست و به همین علت خواهر دوقلویش، سیمین (صبا کمالی)، که در یک آموزشگاه تعلیم رانندگی کار میکند میخواهد مقدمات سفر او به کانادا را فراهم کند. او به صورت اتفاقی با یکی از شاگردان آموزشگاه به نام حبیبی (آزیتا حاجیان) که خود و همسر متمولش مقیم کانادا هستند آشنا میشود و مشکل خود را برای او تعریف میکند و حبیبی به او قول میدهد که با کمک همسرش محب (سعید نیکپور) که در کانادا شخصی متنفذ و صاحب یک بنگاه کاریابی بینالمللی است علاوه بر اینکه مشکل افشین را حل نماید، بعد از مدتی هم مقدمات سفر سیمین و خانواده اش به کانادا را نیز فراهم سازد. سرانجام با کمکهای محب و حبیبی، افشین از راه دوبی راهی کانادا شده و در آن جا به عنوان مدیر داخلی در یک کارخانه تولید مواد شیمیایی مشغول به کار میشود و سیمین هم که از این اتفاق بسیار شاد است پس از بازگشت به ایران، پیشنهاد محب مبنی بر ادامه همکاری با آنها را میپذیرد. در همان زمان حاج محمود به نیا (قاسم زارع) که از سوی وزارت اطلاعات مسئول تأمین امنیت پایگاههای هستهای شدهاست، از برادرش مسعود (علی قربان زاده) که نامزد سیمین و فیلمبردار است میخواهد که با کمک دستیارش علی (فرزاد حاتمیان) از پایگاههای انرژی هستهای و تلاشهای شبانهروزی و بیوقفه متخصصان و دانشمندان هستهای فیلمبرداری کند و با دانشمندان و سرپرستهای آنان مصاحبهای را نیز ترتیب دهد و مسعود نیز قبول میکند و به همین منظور حاج محمود برای آن دو دفتری تهیه کرده و بهترین نیروی عملیاتی خود به نام عماد نبوی (مهدی صبایی) معروف به عماد پلنگ را مأمور مراقبت از آنان میکند. غافل از آن که فردی از خبرهترین جاسوسان سازمان موساد به نام موشه بایار (عسکر قدس) با نام مستعار گاو خندان با کمک دستیارش، سعید (سعید داخ) مشغول رصد صوتی و تصویری آنها است. از آن سو هم سیمین پس از مدتی متوجه میشود که بنگاه کاریابی محب یک پوشش است و محب و حبیبی و افراد آنان همگی از بهترین، ماهرترین و مجربترین جاسوسان سیا، موساد و ام آی ۶ هستند و مأموریت اصلی آنان توطئه بر علیه ایران و جاسوسی از انرژی اتمی ایران است.
این مجموعه داستان دو مامور امنیتی به نامهای کمال (حمیدرضا پگاه) و افشین (امین زندگانی) را روایت میکند که یکی مسئول تیم ضد تروریستی و دیگری مسئول تیم مبارزه با مفاسد اقتصادی و پولشویی است. کمال طبق اخبار واصله مطلع میشود قرار است تیمهای تروریستی داعش عملیاتهایی را در ایران به راه بیندازند. کمال و تیمش با اطلاعاتِ دریافتی از خارج از کشور به ردزنی یکی از نیروهای داعش میپردازند تا از طریق او بتوانند رابطش در تهران را شناسایی کنند. رفته رفته طی این ماجرا دو پروندهٔ پیچیدهٔ تروریستی و اقتصادی به هم گره میخورد.و در قسمت آخر فصل اول افشین برای ماموریت به تل آویو می رود و...