برچسب علیرضا ساوه درودی

رنج پنهان 1396

این سریال قصه جوانی به نام یوسف در دهه پنجاه را روایت میکند که به دلایلی دچار درگیری های مسلحانه میشود که در ادامه به توضیح آن خواهیم پرداخت. در سال ۱۳۵۳ در دانشگاه مرگ جوانی رخ می دهد و همین موضوع باعث شورش برادر و دوستانش می شود. بحرانهای آن سال و فضای سنگین این دوره به همراه شور جوانی، یوسف را وارد بازی پیچیده و سهمگینی می کند که خشونت و اسلحه تنها راهکار عملی او می باشد. در ادامه سریال کار به جایی میرسد که او باید مخفیانه در شهر تهران زندگی کند و این گونه روزگار را بگذراند.

زخم کاری 1399

فیلم داستانی «زخم کاری» درباره یک پرونده پیچیده سرقت است که هکرها هم در آن نقش دارند و توسط یک کارگاه پلیس به نتیجه می‌رسد.

گشت ویژه 1395

موضوع این مجموعه تلویزیونی دربارهٔ ماجراهای یک گروه پلیس زبده و ورزیده‌است که در چالش با پرونده‌های پلیسی، به رویارویی و حل و فصل آنها می‌پردازند. کاراکترهای مجموعه تلویزیونی شامل چند جوان است که به عنوان نیروهای گشت انتظامی فعالیت می‌کنند و در سطح شهر با یک اتفاق روبه‌رو می‌شوند و آن را پیگیری می‌کنند…

شب اول هجده سالگی (دیاپازون) 1397

هدی شب تولد 18 سالگی اش میباشد. دوستش ارغوان قصد دارد در شهربازی و بر روی چرخ و فلک برایش تولد بگیرد. برادر ارغوان او را در شهربازی میبیند و بخاطر اینکه به دروغ گفته است که میخواهد با دوستانش درس بخواند با او جروبحث کرده و قصد دارد به زور او را از آن محل ببرد. هدی مانع این کار میشود و برادر ارغوان او را با هل دادن نقش زمین میکند. این کار باعث میشود ضربه ای به هدی وارد شود و او کشته شود.
مادر هدی درخواست قصاص کرده ولی با توجه به قانون برای انجام قصاص باید پول دیه را تامین کند.

ماجرای نیمروز 1395

فیلم به ترورهای سال ۱۳۶۰ به دست گروه مجاهدین می‌پردازد. این درگیری‌ها پس از برکناری ابوالحسن بنی‌صدر از ریاست جمهوری توسط مجلس شورای اسلامی شدت می‌گیرند. پس از برکناری ابوالحسن بنی صدر، گروه‌های ضد حکومت مانند گروه سازمان مجاهدین خلق ایران دست به ترورهای موفق مقامات ارشد حکومت می‌زنند. از سوی دیگر، سازمان اطلاعات کشور و اطلاعات سپاه با همکاری هم درصدد دستگیری اعضای گروه سازمان مجاهدین خلق هستند. در این میان، این فیلم رابطهٔ بین یکی از اعضای سپاه و زنی از اعضای گروه سازمان مجاهدین خلق را که در گذشته در دانشگاه همکلاسی بودند، نشان می‌دهد.

قندون جهیزیه 1393

عطا و معصومه زن و شوهري هستند که در خانه اي مستاجر بوده و موعد تخليه منزل مسکوني شان فرار رسيده است اما عطا مي خواهد هر طور که شده قرارداد را تمديد کند با آنکه او با عدم توانايي مالي مواجه است