پیش خواهد آمد 1389
این فیلم داستان زندگی غلام ،آوا و بهنام است که دو روز مانده به تاسوعا در زندگی هر کدامشان گره ای می افتد و هرکدام فرصت کوتاهی برای حل این مشکل دارند و دست تقدیر آن را رو به روی هم قرار میدهد تا....
این فیلم داستان زندگی غلام ،آوا و بهنام است که دو روز مانده به تاسوعا در زندگی هر کدامشان گره ای می افتد و هرکدام فرصت کوتاهی برای حل این مشکل دارند و دست تقدیر آن را رو به روی هم قرار میدهد تا....
از یک وکیل شهرستانی در یک شرکت وکالت در تهران با حقوق و مزایای فوق العاده دعوت به همکاری می شود. وکیل به همراه خانواده اش به تهران مراجعت می کند و مشغول به کار می شود . پرونده هایی که به او می دهند ، پرونده های ساده ای بوده که چندان با حقوق و مزایایی که از شرکت دریافت می کرده سازگاری نداشته است. وکیل کم کم به این ماجرا شک می کند و در همین حین متوجه می شود که یکی از کارکنان این شرکت قبل از ورود او از راه مشکوکی مرده یا به قتل رسیده است. همین ماجرا او را ترغیب می کند تا در مورد این پرونده ها و سابقه شرکت تحقیق کند. سپس در می یابد که ...
مسعود مرد خسیسی است که در خانه ای بزرگ به تنهایی زندگی می کند. او که مرد بسیار ثروتمندی است از مال و اموالش حتی به فرزندانش هم نمی دهد تا اینکه خبردار می شود به افراد بالای 60 سال خانه می دهند، اما شرطش این است که ....
«من نه منم»، قصهٔ یک دایی و خواهرزاده است که از راه کلاهبرداری زندگی خود
این سریال دربارهٔ خانم وکیلی است که پسرش به تازگی ازدواج کرده همسر او (معصومه) به دلیل تصادف بر اثر بیتوجهی شوهرش (مسعود) قطع نخاع میشود در حین حال مسعود با زنی معتاد به نام فریده ازدواح میکند وقتی معصومه میمیرد خانم وکیل (نرجس) عالمی از برزخ را میبیند ودر حین اتفاقات دیگری هم میافتد وقتی پدر مسعود (حاج رضا) میفهمد مسعود زن دارد و زن او باردار است به همسرش گفته و او را به خانه می اورنند در حین مسعود که از فریده کینه دارد تصمیم به کشتن او میکند و…
سریال راز بقا درباره جوانی به نام رحیم با بازی بهرام افشاری میباشد؛ سعید آقاخانی نیز ایفاگر نقش یک روحانی است که با پدر رحیم دوست بوده و حال بعد از فوت او هوای پسرش را دارد؛ حسن معجونی هم نقش برادر رحیم را در این مجموعه به عهده دارد.
داستان این سریال دربارهٔ مرد کلاهبردار و خسیسی به نام منصور سیم خواه است که برای فرار از دست طلبکاران، ضمن ایجاد یک دعوای ساختگی، خود را به مردن میزند. همه که فکر میکنند او مردهاست او را به خاک میسپارند و این آغاز ماجراهایی برای منصور و اطرافیانش است…
یلدا و علیرضا نامزد هستند و درست 48 ساعت قبل از عروسی یلدا با دیدن این که برادر کوچکش نیما را گروگان گرفته اند با دادن پیامک به علیرضا ناپدید میشوند. مهدی دوست علیرضا که پلیس است با پیگیری این مسئله و ناپدید شدن یلدا متوجه میشود که یک گروه خلافکار که در کار قاچاق مواد و دلار بوده اند به همدستی هرمز پسر عموی یلدا نیما را ربوده اند و با همکارانش نیما و یلدا را نجات می دهد ولی ...