برچسب علیرضا زادسرور

خانه اسرارآمیز 1388

سعید دانش آموز پنجم ابتدایی، ذهن خیال پردازی دارد. او تلاش می کند به دوستان و همکلاسی های خود بفهماند، خانه قدیمی که روبروی خانه آنها قرار گرفته یک خانه عجیب و اسرار آمیز است. و اگر بتوانند به داخل آن خانه بروند می توانند به توانایی های عجیب و غریبی دست پیدا کنند. در این خانه قدیمی معلم محبوبی به اسم سیامک قادر زندگی می کند که روش تدریس او زبانزد اهالی محل و حتی آموزش و پروش می باشد. سعید دوستان خود را متقاعد می کند که توانایی سیامک قادر در درس دادن به دلیل اکسیری است که او در این خانه اسرار آمیز می سازد و می خورد. سیامک قادر به دلایل شغلی مجبور است چند وقتی خانه را ترک کند و از آن محل برود. سعید هم فرصتی پیدا می کند تا با کمک دوستانش به آن خانه برود. همین که می خواهد از دیوار خانه قدیمی به داخل بپرد ...

نامه 1388

داستان حول نامه‌ای شکل می‌گیرد که پس از سال‌ها پیدا می‌شود. این نامه مربوط به دوران جنگ است و نویسنده شهیدش آن را بیست سال پیش نوشته است. شخصی با پیدا کردن نامه در صدد یافتن علت به شهادت رسیدن نویسنده بر می آید و...

وقتی همه خوابیم 1387

چكامه چماني كه همسر و فرزندش را در تصادف اتومبيل از دست داده و وكيل خانواده راننده خاطي به او براي دادن رضايت فشار و مزاحمت وارد مي كند، با مرد تازه از زندان آزاد شده اي به نام نجات شكوندي آشنا مي شود. نجات براي چكامه تعريف مي كند كه زماني به دليل مسائل مالي برادران همسرش ترنج (برادران چاوشي) در حبس بوده و با پولي كه ترنج با مايه گذاشتن از شرافت خود فراهم مي كند آزاد مي شود. ترنج وقتي مي فهمد نجات پي به ماهيت كارش برده خودكشي مي كند و نجات اين بار به اتهام قتل ترنج به زندان مي افتد اما پس از پنج سال تبرئه و آزاد مي شود. حالا خانواده نجات براي اين كه او همسر نانجيبش را نكشته طردش كرده اند و برادران چاوشي هم براي مرگ ترنج در پي كشتن اش هستند. چكامه در ازاي فرستادن نوار كاست توضيحات نجات درباره مرگ ترنج براي چاوشي ها، از نجات مي خواهد خواهر معتادش لبخند را كه در سانحه اتومبيل كنار شوهرش بوده بكشد. نجات در ابتدا ترديد نشان مي دهد ولي پس از ملاقاتي مجدد با لبخند، از او مي شنود كه اين چكامه بوده كه با ازدواج با مرد محبوبش، او را به اعتياد سوق داده و اوست كه بايد كشته شود، اما نجات هر دو خواهر را ترك مي كند. چكامه در حالي كه پالتوي نجات را پوشيده با چاوشي ها مقابل سينمايي سوخته قرار مي گذارد و آنجا را محل استقرار نجات معرفي مي كند. چاوشي ها به تصور اينكه او نجات است با چاقو زخمي اش مي كنند. نجات متوجه ماجرا مي شود و خود را به چكامه مي رساند. چكامه در حال مرگ به نجات اعتراف مي كند كه اصلاً خواهري ندارد و خودش مقابل او نقش لبخند را ايفا كرده و در واقع مي خواسته خودش كشته شود تا ديگر درد فقدان شوهر و پسرش را حس نكند.

پرنده باز 1389

داستان فیلم درباره کفتر بازی است که به مکه می رود و به سفارش یکی از دوستانش به خاطر ازدواج مجدد یکی از اعمال حج را بجا نمی آورد و ماجراهای جالبی اتفاق می افتد.