سیزن 3 (نمایش) 1403
هنگامه برای نجات جان برادرش نیاز به پول دارد. او برای آماده کردن این پول دست به خطر بزرگی میزند و…
داستان فصل دوم 20 سال بعد از اتفاقات فصل نخست را روایت میکند.
میثم که تنها وارث تاج و تخت مالک است، در پی انتقام از قاتل اوست؛ در این میان، نبود مالک بهانه ای می شود برای ورود طلوعی، تنها حامی قدرتمند هولدینگ ریزآبادی به آنجا برای سروسامان دادن به اوضاع...اما این تمام حقیقت نیست!
ترانه از طریق فضای مجازی با پسری به نام پرهام آشنا میشود. او که پرستار است، کارش را از دست میدهد و با یک گروه موسیقی خیابانی همکاری میکند. پرهام جوانه رویایی را در دل ترانه میکارد که برای رسیدن به آن هر خطری میکند. ترانه برای رسیدن به پرهام ابتدا به ترکیه میرود و قصد دارد بعد از آن به آلمان سفر کند اما ورق برمیگردد.
بهداد می میرد. او را در سردخانه می گذارند. همه چیز برای او و اطرافیانش تمام می شود. مدتی بعد او سر حال و سر زنده در خیابان های تهران به دنبال خون می گردد، خونی برای عقرب…