شاید برای شما اتفاق بیافتد 1388
هر قسمت از این مجموعه موضوع متفاوتی دارد. «در این مجموعه سعی شده تا از داستانهای واقعی که ممکن است برای هر یک از افراد جامعه اتفاق بیفتد، استفاده شود.»
هر قسمت از این مجموعه موضوع متفاوتی دارد. «در این مجموعه سعی شده تا از داستانهای واقعی که ممکن است برای هر یک از افراد جامعه اتفاق بیفتد، استفاده شود.»
داستان این سریال به ماجرای دو رقیب انتخاباتی میپردازد.
دکتر احمد ملک پس از انجام مناظرات انتخاباتی با رقیب خود مهندس صفاریان و برگزاری انتخابات، به عنوان رئیسجمهور منتخب ایران انتخاب میشود. تلاش او برای امضای معاهدهای مهم موافقان و مخالفان زیادی دارد. ۴۸ ساعت قبل از برگزاری اجلاس، تهدیدات علیه خانواده او، امنیت ملی را به خطر میاندازد. دکتر ملک باید بین حفظ امنیت خانواده و امضای معاهده یکی را انتخاب کند…
این مجموعه داستان دو مامور امنیتی به نامهای کمال (حمیدرضا پگاه) و افشین (امین زندگانی) را روایت میکند که یکی مسئول تیم ضد تروریستی و دیگری مسئول تیم مبارزه با مفاسد اقتصادی و پولشویی است. کمال طبق اخبار واصله مطلع میشود قرار است تیمهای تروریستی داعش عملیاتهایی را در ایران به راه بیندازند. کمال و تیمش با اطلاعاتِ دریافتی از خارج از کشور به ردزنی یکی از نیروهای داعش میپردازند تا از طریق او بتوانند رابطش در تهران را شناسایی کنند. رفته رفته طی این ماجرا دو پروندهٔ پیچیدهٔ تروریستی و اقتصادی به هم گره میخورد.و در قسمت آخر فصل اول افشین برای ماموریت به تل آویو می رود و...
وحيد كه آرزوهاي ناممكني در سر مي پروراند با موجودي عجيب به نام پاتال كه از يك كره جغرافيايي بيرون مي آيد آشنا مي شود. پاتال به شرط آن كه وحيد اجازه بدهد او به سرزمين اصلي اش بازگردد مي پذيرد آرزوهاي ناممكن اما كوچك او را متحقق كند. او و خواهرش به جاي پدر و مادرشان در مي آيند و پدر و مادرشان به جاي آن ها و هر كدام وظايف ديگري را انجام مي دهند، اما در ساعاتي بعد او پشيمان از وضع پيش آمده از پاتال در خواست مي كند كه اوضاع را به روال گذشته برگرداند، پس از آن، با موافقت وحيد، پاتال غيب مي شود.
پسران آقاي پاك نهاد مؤسس مدرسه ناشنوايان به بهانه اين كه پدر به خارج از كشور رفته است مي خواهند ساختمان قديمي مدرسه را خراب كنند و جاي آن پاساژ بنا كنند. نوه پيشكار آقاي پاك نهاد برحسب تصادف درمي يابد كه او برخلاف گفته پسرانش در جايي نگهداري مي شود كه به نظر مي رسد كه مدرسه پيرمردها باشد. فسقلي با پنهان شدن در اتومبيل پسران پاك نهاد سر از يك آسايشگاه سالمندان درمي آورد. فسقلي با كمك پيرمردان ساكن آسايشگاه و سرآشپز آنجا تصميم به نجات پاك نهاد مي گيرد.
جاهل خان در تماسي با ناظم مدرسة ابتدايي انديشه از او مي خواهد كه مدرسه را تعطيل كند. جاهل خان تعدادي بخاري به مدرسه اهدا مي كند، و از آن پس كتاب هاي درسي بچه ها ناپديد مي شود. به توصية مسئولان مدرسه از بين بچه ها گروه انتظامات تشكيل مي شود تا حافظ كتاب هاي درسي باشد. عينكي و دوستانش در روزنامة ديواري مدرسه به بررسي حوادث مدرسه مي پردازند و مسئول گرفتاري ها را گودزيلا اعلام مي كنند. جاهل خان با سه عروسك خيمه شب بازي بچه ها را به خارج از مدرسه دعوت مي كند تا آن ها را از درس و مشق بيندازد. بچه ها به او اعتنايي نمي كنند و عينكي پس از اين كه متوجه اعمال خرابكارانة بخاري ها مي شود بچه ها را بسيج مي كند و آن ها با تفنگ هاي پلاستيكي و آب پاششان به جنگ بخاري ها مي روند و بر آن ها پيروز مي شوند.
بچه هاي يك شهر از دست بزرگترهاي خود به تنگ آمده اند. به پيشنهاد و كمك بادبادكي به شهري پرواز مي كنند كه خالي از بزرگترهاست. در آنجا بچه ها امور شهر را در دست مي گيرند و به كارهاي مورد علاقه خود دست مي زنند. اما پس از مدتي نظم شهر به هم مي ريزد و بچه هاي پشيمان تصميم به بازگشت مي گيرند. بزرگترها هم كه به دنبال بچه ها مي گردند، پي مي برند كه در حق آنها اهمال و بي توجهي كرده اند. بچه ها با بادبادك هايشان به شهر خودشان نزد بزرگترها باز مي گردند، اين حادثه به آنها ثابت مي كند كه به وجود هم نيازمندند.
يك گروه پنج نفره از تكاوران ايراني براي يك عمليات برون مرزي وارد خاك عراق ميشوند. آنها در همان ابتداي كار با يك گروه عراقي كه در حال شكنجه دادن دو اسير هستند، مواجه و ناچار ميشوند با آنها درگير شوند. اين درگيري مأموريت اصلي آن ها را به مخاطره مي اندازد و...