برچسب علیرضا رئیسیان

ویدیو|درآمد ۲۰ همتی پلتفرم‌های نماش خانگی در ۱۴۰۵؟

علیرضا رئیسیان، کارگردان سینما در تحلیلی از وضعیت پلتفرم‌های نمایش خانگی با اشاره به درآمد هنگفت چند پلتفرم‌ خاص در شبکه نمایش خانگی گفت: محاسبه دخل و خرج این‌ها و آما رسمی منتشر شده، ۱۰۰ درصد سود خالص را نشان می‌دهد در حالی که کیفیت محصول در پلتفرم‌ها کمترین اهمیت را دارد.

گزارش یک اعدام 1386

رویا به جرم قتل شوهرش در زندان به سر می‌برد. پس از طی مراحل قانونی، رویا محکوم به اعدام می‌شود. شب قبل از اجرای حکم، اشرف یکی از زندانیان به او پیشنهاد فرار می‌دهد. اما رویا در ذهن خود نتیجه سیاه فرار را تداعی می‌کندو پیشنهاد اشرف را رد می‌کند. در آخرین لحظات اجرای حکم مهران، وکیل رویا به او خبر می‌دهد که قاتل اصلی شوهرش، خودکشی کرده است و رویا تبرئه می‌شود.

شیفت شبانه 1388

این فیلم ماجرای افسر نگهبان جوانی را روایت می کند که به تازگی عقد کرده است. او در شیفت کاری خود در شب، پس از رساندن همسرش به خانه و هنگام مشاهده یک دزد، تصادف می کند. این افسر نگهبان در بازگشت از بیمارستان با همان دزدی روبه رو می شود که دستگیر شده و …

پایان بازی 1387

فیلم پایان بازی ، سرگرد شکیبا افسر ویژه قتل اداره آگاهی است که در دوره پایان خدمت خود دچار بیماری مزمنی شده است و همزمان با پرونده ای پیچیده در مورد قتل مشکوک یکی از افسران اداره آگاهی درگیر می شود؛ تا این که……

ایستگاه متروک 1380

مهتاب و محمود كه سال ها از ازدواجشان مي گذرد، هنوز صاحب فرزند نشده اند. آنها سفري را به قصد زيارت به سوي مشهد آغاز مي كنند. محمود هنگام رانندگي راه اصلي را گم مي كند و براي پرهيز از برخورد با يك آهواز مسير منحرف مي شود و اتومبيلش خراب مي شود. او در جست و جوي تعميركار به روستايي در بيابان مي رسد كه ساكنان آن كودكان و زن ها هستند. فيض الله، معلم روستا، تنها مرد روستاست و به محمود مي گويد مي تواند اتومبيل اش را تعمير كند. مهتاب ابتدا از وضع بد اهالي روستا دچار بهت و حيرت مي شود، اما كم كم با بچه ها و ساكنان صميمي مي شود. زندگي در آن روستا شكل كسل كننده اي دارد و همه پي كارهاي خود هستند. وقتي محمود و فيض الله به شهر رفته اند، مهتاب در روستا به بچه ها درس مي دهد و آدم هايي را كه وارد روستا مي شوند مي بينند. زن هاي روستا كه با مهتاب صميمي شده اند به او مي گويند چهره اش مانند زن هاي باردار است. مهتاب مي گويد در سه نوبت بارداري هيچ كدام از بچه هايش سالم به دنيا نيامده اند. پس از پايان درس، بچه ها به بهانه پيدا كردن يكي از دوستانشان كه علاقه زيادي به قطار دارد، مهتاب را وامي دارند تا با آنها به ديدن ايستگاه قطار بيايد. بچه ها پس از ديدن قطار به ايستگاه متروكي در همان نزديكي مي روند و مشغول بازي مي شوند. مهتاب كه ناگهان خود را تنها مي بيند، به جست و جوي بچه ها روانه ايستگاه مي شود و پس از كمي قدم زدن در يكي از واگن هاي مخروبه مي نشيند و به آرامش مي رسد. مهتاب و بچه ها پس از گردش به روستا بازمي گردند و فيض الله و محمود هم كه اتومبيل را تعمير كرده اند به روستا مي رسند. محمود از فيض الله و بچه ها عكس يادگاري مي گيرد و به رغم دلبستگي كه ميان مهتاب و بچه ها به وجود آمده روستا را ترك مي كند.

سفر 1373

در يك شب باراني، زماني كه دشمن تهران را موشكباران مي كرد، خانواده اي (فرهاد صبوري، همسر تازه اش «پري» پدر پير و دو فرزندش) در جستجوي محل خاصي، از تهران خارج مي شوند. حين جستجو حادثه اي پيش مي آيد و «فرهاد» مرد خانواده، طي تصادف باعث مرگ گروهي مي شود. صبح روز بعد «فرهاد» درمي يابد كه محل تصادف همان محلي بوده است كه دنبالش بوده اند....

ریحانه 1368

ريحانه به دليل اختلاف با شوهرش، اسكندر، به خانه ي پدرش باز مي گردد. برادر او حيدر كه اسباب اين ازدواج را فراهم كرده و مانع وصلت ريحانه با پسرعمويش رضا، بوده است به دليل مشكلات مالي و كنايه هاي مردم نمي تواند حضور ريحانه را تحمل كند. تيمور، كه مبالغي پول از حيدر طلبكار است از حيدر مي خواهد كه با ازدواج او با ريحانه موافقت كند. حيدر به زندان مي افتد و ريحانه ابتدا به خانه ي خواهرش پناه مي برد، اما بعد از اين كه متوجه مي شود شوهر خواهرش به او نظر دارد به خانه ي عمويش مي رود. زن عموي او، به رغم مخالفت شوهرش، خواهان ازدواج ريحانه با رضا است. رضا، كه سابقه ي فعاليت سياسي داشته پس از حريقي كه در كارخانه روي مي دهد توسط عوامل صاحب كارخانه كتك مي خورد و از كارخانه رانده مي شود. او همراه ريحانه شهر را ترك مي كند.

دوران عاشقی 1393

فيلم درباره زندگي يک زن وکيل به نام بيتا است که در کار خود تبحر دارد و بيشتر پرونده‌هاي مربوط به طلاق را قبول مي‌کند. همسر او حميد در يک شرکت بزرگ کار مي‌کند و به واسطه شغلش با ميترا که به تازگي از خارج آمده آشنا مي‌شود و با او عقد مي‌کند. ميترا از حميد باردار شده، اما حميد اين مساله را نمي‌پذيرد و معتقد است که مدتهاست که عمل وازکتومي انجام داده و همه چيز را انکار مي‌کند. دايي ميترا که از اعتبار و قدرت زيادي برخوردار است از جريان مطلع شده و حميد را تهديد مي‌کند که بايد همسرش را طلاق و با ميترا به زندگي ادامه بدهد و براي تحت فشار قرار دادن حميد ميترا را به بيتا معرفي مي‌کند تا وکالت او را بر عهده بگيرد. ميترا از اين جريان مطلع مي‌شود و پرونده را نمي‌پذيرد و حالا حميد منتظر تصميم بيتا براي ادامه زندگي است.