مادر پاییزی 1390
پسرک ۱۲ ساله که به بیماری اوتیسم مبتلاست با پدر و پرستارش در شهرک دریاکنار (بابلسر) زندگی میکند. او در طی پیگیری کشته شدن گربه همسایه میفهمد که مادرش زنده است و در تهران زندگی میکند و برای جستجوی او راهی تهران میشود.
پسرک ۱۲ ساله که به بیماری اوتیسم مبتلاست با پدر و پرستارش در شهرک دریاکنار (بابلسر) زندگی میکند. او در طی پیگیری کشته شدن گربه همسایه میفهمد که مادرش زنده است و در تهران زندگی میکند و برای جستجوی او راهی تهران میشود.
یارمحمد سیستانی با بازی علیرضا کمالی برای گریختن از گرسنگی و خشکسالی به همراه همسر باردارش به شمال ایران میرود پیش همشهری و دوست قدیمیش میرولی(هدایت هاشمی )می رود،تا حرفه ماهیگیری را پیشه کند. او که نمیداند ماهیگیری آن منطقه در سلطه گردنکشی به نام تراب (با بازی بهنام تشکر) است، به دریا میزند و در برابر تراب میایستد. در پی زلزله زن یار محمد که تازه وزن حمل کرده میمیرد، وارش (الهام طهموری) بیوه جوان که او نیز تازه زایمان کرده است و سالها تراب در خیال ازدواج با او بوده است. یار محمد و وارش که حالا هر دو نوزادهای بدون پدرومادر دارند با اصرار میرولی و همسرش باهم ازدواج می کنند.تراب که ناراحت شده است نقشهای میچیند تا یارمحمد را از سر راه بردارد، اما اتفاقی که هیچکس انتظارش را نمیکشد، از راه رسیده و سرنوشت آدمها را به هم پیوند میزند.پس از مدتی وارش که متوجه شده که تراب قاتل یارمحمد بوده تصمیم به قتل او می گیرد...
حالا فرزندان وارش و یارمحمد که مانند دو برادر از کودکی باهم بزرگ شده اند داستان را جلو میبرند داستان روایت دهه ۵۰و۶۰ است از قبل از انقلاب تا جنگ تحمیلی و... ،یوسف(علیرضا جلالی تبار)و شیوا(حدیثه تهرانی) عاشق یکدیگرند شیوادختر نادر خوش فکر(داریوش کاردان)یکی از متمولین که در روستا آنها دارای کارخانه و زمین و ... است. از سوی ديگر پسر تراب(رامین راستاد) هم عاشق اوست.جاوید (امیررضا دلاوری)پسر وارش و شکوفه دختر تراب که از نوجوانی دل در گرو عشق یکدیگر دارند و...
نادر عابدی استاد دانشگاه و بازنشسته وزارت اطلاعات است که نگاهش به پدیدههای اجتماعی نگاه پژوهشی و علت و معلولی است به همین خاطر دوباره به محل کار خود بازمیگردد و بررسی پروندههایی را میپذیرد در این میان تیمی که وی را در این مأموریتها همراهی میکند، دانشجوهای خودش هستند و نگاه موشکافانهای به پروندهها دارد.
او به همراه تیم خود موضوع گروهها و حلقههای شبه عرفانی جدید را انتخاب کرده و سعی به بررسی همه جانبه این موضوع و علل گرایش افراد به این گروهها را دارند. آنها یکی از اعضای گروه به نام وحید(علیرام نورایی) را به شکل نفوذی وارد حلفه میکنند تا به اسرار داخلی این گروه پی ببرند. سریال سرنوشت چند نفر از فریب خوردهها را پیگیری میکند و ...
موضوع این سریال دربارهٔ اهدای عضو است و برای آشنایی بیشتر مردم با اهدای عضو تولید میشود.
این سریال داستان بابک، پژمان، سعید و آرش را به نمایش خواهد گذاشت که روزگاری با هم دوست و بچه محل بوده اند. اتفاقات عجیب و در ادامه یک ماجرای رازآلود، داستان سه شنبه شب را می سازد؛ داستانی که با بازگشت بابک به ایران آغاز می شود.
جوانی ناشناس در حال عکس برداری در یکی از ایستگاههای مرکزی مترو است. وحید مشتاق مسئول اتاق کنترل مترو، تصویر این جوان را از دوربینهای امنیتی می بیند و به او مشکوک میشود. نیروهای امنیتی و انتظامی برای دستگیری جوان ناشناس اعزام میشوند ولی او را نمییابند تا اینکه... .
راز پنهان داستان مردی است متأهل، که به علت دوستان نابابی که در جوانی و دوران دانشجویی داشته، آلوده به خلافکاری و پولشویی میشود. وی در ادامه در اثر یک تصادف حافظه خود را از دست میدهد.
داستان مردی تقریبا پنجاه ساله به نام وحید را روایت میکند که کارگاه ساخت ابزار تعزیه و عزاداری مثل علم، کتل، چلچراغ و طبل دارد. او این شغل را از پدرش به ارث برده و سالهاست در این زمینه فعالیت میکند، اما درست زمانی که باید وسایل عزاداری یکی از هیاتهای مذهبی را آماده کند با مشکلی روبه رو میشود که حل آن ساده نیست.