ماجرای ازدواج مجید 1394
قصه این فیلم حول محور ازدواج یک شخص می گذرد که در آن شاهد اتفاق و حوادث های مختلف و گوناگونی هستیم...
قصه این فیلم حول محور ازدواج یک شخص می گذرد که در آن شاهد اتفاق و حوادث های مختلف و گوناگونی هستیم...
این فیلم در مورد زندگی، جنگ، موسیقی، پناهجویی و تولد است.مردم زیادی برای نجات جان خود و همچنین به دلیل ویرانی و عواقب جنگ، مجبورند که خانه، کاشانه، شهر و دیار خود را ترک کنند و در واقع به دنبال سرزمین جدیدی می گردند تا در آنجا با آرامش و آسایش، بقیه زندگی خود را سپری کنند...
داستان این فیلم به یکی از وقایع جنگ ایران و عراق بازمیگردد. قصه مردم جنگزدهای است که حاضر به ترک محل زندگی خود نیستند؛ آنها در اردوگاه برای نشاط روحی مسابقه فوتبالی برگزار میکنند، اما در دقیقه ۵۵ به ناگاه بازی متوقف میشود…
جوانی اهلِ جنوبِ شهرِ تهران- به نامِ «علا» (احسان بذلی) از گذشتهای نَهچندان دور زخمی بزرگ و شخصی را با خود یدک میکِشد؛ زخمی که همراه است با یک آبروریزی و سرشکستگیِ بزرگِ خانوادگی. «علا» و مادرش (شیرین آقاکاشی) و نیز خواهرِ کوچکترش «نگار» (ترمه فرحمرزی) زیرِ یوغِ «جاوید» (حسن پورشیرازی)- عموی گاراژدارِ «علا» زندگیِ نَهچندان راحتی را سپری میکنند؛ هرچند که «جاوید» هزینههای زندگیِ «علا» و خانوادهاش را تأمین میکند.«علا» پس از پایانِ دورانِ خدمتِ سربازیاش تصمیم میگیرد خود را از دیدِ مالی و طبقاتی بالا بکِشد. این تصمیم، به آشناییِ «علا» با زنی میانسال و بیوه به نامِ «فروغ» (مهتاب کرامتی) که با پدرش (شاهرخ فروتنیان) زندگی میکند میانجامد و سبب میشود که این پسرِ جوان در برابرِ «مهام مالکی» (هادی حجازیفر) همسرِ پیشین و ثروتمند و قدرتطلبِ «فروغ» بایستد. در سوی دیگرِ ماجرا، «رؤیا» (الناز حبیبی)- دخترعموی «علا» حضور دارد که دیوانهوار عاشقِ اوست.قرارگرفتنِ «علا» در موقعیتی پُر از جدال و کِشمَکش، زندگیِ او را به مسیری تازه و پیشبینینشده و پُر اُفت و خیز هدایت میکند؛ مسیری که هم با عشق همراه است و هم با کینه و خشم و انتقام؛ و البته، در ادامهٔ این راه و با پیشرویِ بیشترِ قهرمانِ داستان در دلِ این موقعیتِ عاشقانه و پُرتعلیق، رازهایی غافلگیرکننده از گذشتهٔ تاریکِ زندگیِ خانوادگیِ «علا» فاش میشود که سرانجام او ناگزیر میشود تردیدها را کنار بگذارد و به تصمیمی بزرگ روی آوَرَد…
فیلم «موقعیت خطرناک یک شهروند» داستان زندگی زوج جوانی به نام «لادن» و «میلاد» است که با یک اشتباه دچار معضل می شوند. لادن برای خریدن یک ماشین مدل بالا و گران قیمت اصرار می کند و میلاد به دلیل نداشتن پول کافی، دست به کار عجیبی می زند.
این سریال روایت زندگی «ناهید» (با بازی زیبا بروفه) و «هوشیار» (با بازی نیما فلاح) است که شرط ازدواج آنها، فروش خانه کلنگی پدر هوشیار است تا بتوانند با آن به زندگی خود سر و سامان بدهند، اما پدر هوشیار خانه را نمیفروشد، زیرا در این خانه در جستجوی گنجی است که اجداد وی از آن صحبت کردهاند. جستجوی گنج، خانواده هوشیار را به غاری باستانی و به دوره ی ساسانی میکشاند و...
جوان طلبهای که بعد از فوت پدر بیشتر به فکر تامین امرار معاش خانواده است، در شهری که تحصیل میکند، مشغول به کار میشود. در همین زمان اتفاقاتی برای او رخ میدهد که ..