برف بی صدا می بارد 1399
مجموعه برف بی صدا می بارد قصه اي درام، اجتماعی و خانوادگی دارد کـه در آن داستان زندگی یک خانواده پنج نفره بـه تصویر روایت شده اسـت.
مجموعه برف بی صدا می بارد قصه اي درام، اجتماعی و خانوادگی دارد کـه در آن داستان زندگی یک خانواده پنج نفره بـه تصویر روایت شده اسـت.
فیلم ماجراهای زندگی دو همسایه را به تصویرمی کشد که یکی از این دو خانواده زندگی آرام و دیگری به دلیل بیکار بودن پدر خانواده و دعوا و اختلاف بین پدر و مادر روزهای پر تنشی را پشت سر می گذارند و پرتاب وسیله ای از سوی پارسا، پسر کوچک خانواده به حیاط همسایه ، آغاز ماجراهایی میشود که نه تنها از طلاق دو زوج جلوگیری می کند بلکه به نوعی باعث تحکیم بنیاد خانواده نیز می شود.
این سریال داستان یک سرگرد آگاهی به نام کاوه کیهان را روایت میکند که گره پروندههای جنایی را باز میکند و در این میان به پرونده ای برمیخورد که کشف واقعیت پای زندگی شخصی اش را به میان میکشد این واقعیت بر میگردد به سالها پیش زمانی که در بم خدمت میکرد و زلزله بم…
این سریال یک ملودرام اجتماعی است و داستان آن دربارهٔ زنی بنام «ملیحه» است با اعتقادات بالای مذهبی، در مسیر داستانی سریال اتفاقاتی برای او رخ میدهد که به نوعی مسیر زندگی و اعتقادی اش را تحتالشعاع قرار میدهد.
داستان مجموعه جاده قدیم، آغاز زندگی زن و شوهری تازه ازدواج کرده به نام زینت و نعمت است که پس از ازدواجشان همراه با یک گاو که جهیزیهٔ زینت است و آن گاو تنها دارایی آنها میباشد به تهران میآیند. ماجرا از آن جا آغاز میشود که گاوشان در بدو ورود به تهران ناپدید میشود و آن جاست که مشکلات این زوج شروع میشود.
داستان یک شاگرد مکانیک،محسن(حمید گودرزی) و رفیق صمیمی او همایون(شهرام قائدی) است که در سال ۱۳۶۴ و در وضعیت بد اقتصادی زندگی میکنند. آنها بر اثر حادثهای کتیبه ای پیدا میکنند که قابلیت سفر در زمان را دارد و محسن همراه عتیقه ۲۴ سال در زمان سفر میکند و در سال ۱۳۸۸ در تهران امروز خود را مییابد. محسن که با پدیدههای جدید و دور از ذهن مواجه میشود دلبسته دختری به نام هما میشود و اتفاقات دیگری برای او میافتد که مجبور به بازگشت به سال ۶۴ میشود و …
سریال دربارهٔ کارمند اجاره نشینی هست که در گیر و دار ازدواج و تهیه جهزیه دخترش بعد از مدتها تقاضای وام او مورد موافقت قرار میگیرد، اما همزمان حکم بازنشستگی اش صادر میشود و در این میان خانمی وارد زندگی او شده و به وی کمک میکند که ماجراهایی را برای شخصیتهای داستان به وجود میآورد.
این سریال روایتگر یک مرد کارخانهدار به نام تابش است که با ماجراهای متعددی روبهرو میشود. او آدم خودساختهای است که کارش را از صفر شروع کرده، اما اکنون که کارخانهاش توسعه یافته از طرفی با مشکلی به نام واردات بیرویه جنسهای خارجی روبهروست و از طرفی اطرافیان و دشمنان دیرینهاش تصمیم دارند او را با پاپوش ورشکسته کنند.