برچسب عزت اله جامعی

از نفس افتاده 1385

آرش که عکاس و خبرنگار ساواک است برای ماموریتی به رامسر می‌ رود. ساواک دختری به‌ نام شیده موسویان را که اسناد و مدارک مهمی مربوط به سران مملکتی را به همراه داشته دستگیر می‌ کند. آرش، شیده را که همبازی دوران کودکیش است فراری می‌ دهد و ...

لواسان 1397

جوانی در مخمصه روحی – روانی قرار گرفته است. وی در این شرایط و در ضمیر ناخوداگاه خود قصد خروج از کشور را دارد اما در این میان اتفاقاتی رخ می دهد که…

راه و بیراه 1396

داستان چند جوان است که در دوران دانشگاه با هم همکلاسی بوده اند. مهدی از شخصیت های اصلی سریال که چند سال قبل، برادرش را به علت بیماری از دست داده است، همه زندگی اش را وقف بچه های مناطق مختلف کشور می کند. راه و بیراه سریالی اجتماعی و قصه ای درام داشته که بیشتر به موضوع کارآفرینی اشاره دارد.

مهره 1376

درحالي كه اوجي پس از ازدواج با پسرعمويش ايلياد براي رفتن به تهران و ملحق شدن به همسرش آماده مي شود، پدرش به طور ناگهاني از دنيا مي رود. او كه مسئوليت سنگين خانواده اش را بر دوش خود حس مي كند، به ناچار براي كمك به خانواده خود به كار در پستخانه شهرشان در شمال كشور ادامه مي دهد و موقتاً از انتقال به تهران چشم مي پوشد. روزي موجودي نقدي صندوق پستخانه ناپديد مي شود و پس از جستجو آن را در كيف اوجي مي يابند. اوجي كه از اين ماجراي ساختگي ضربه روحي شديدي خورده است، گيج و سرگردان، هنگام راه رفتن بر روي ريل راه آهن با قطار برخورد مي كند و يك پايش را از دست مي دهد. ابراهيمي، مأمور باسابقه دادگستري كه زمان بازنشستگي اش نزديك است، ماجرا را پيگيري مي كند و در اين راه، ايلياد نيز براي يافتن سارق واقعي ابراهيمي را ياري مي دهد. سرانجام آن دو درمي يابند سرقت به دست يك نامه رسان طراحي شده كه قصد داشته اوجي را بدنام و زمينه اخراج او از پستخانه را فراهم كند. رعنا، همسر نامه رسان جوان كه دخترخاله او نيز هست و شرط ازدواجش با نامه رسان استخدام او به عنوان يك كارمند بوده است. در شهر ديگري به كار مشغول است و هدف مرد اين بوده است كه با اخراج اوجي رعنا را به شهر خود منتقل كند. با لو رفتن ماجرا اوجي به سر كار خود بازمي گردد و رعنا با سرخوردگي پستخانه را ترك مي كند. اوجي كه حالا تجربه گران قدري را پشت سر گذاشته است، به تعقيب رعنا مي پردازد و در ايستگاه قطار به سرعت خود را به او رسانده، مانع از خودكشي اش مي شود.

حکایت آن مرد خوشبخت 1369

احمد حشمتي، آدم فقيري است كه به طور اتفاقي مجسمه گرانبهايي را پيدا مي كند و آن را به خانه اش مي برد تا در فرصت مناسب به پول نقد نزديكش كند، اما كوشش هاي او براي فروش مجسمه كه با همكاري آدم طماعي به نام ارشد صورت مي گيرد، بي نتيجه مي ماند. رفتار مشكوك اين دو نفر توجه ديگر ساكنان خانه را جلب مي كند و يكي پس از ديگري از وجود مجسمه باخبر مي شوند و همين مسئله باعث برخوردهاي مختلفي بين اهالي خانه مي شود. به تدريج كشمكش ها شدت مي گيرد و بين دو تن از آدم هاي ماجرا زدوخورد به وجود مي آيد و به اين ترتيب پاي پليس هم به اين ماجرا باز مي شود. سرانجام مجسمه طلايي به موزه سپرده مي شود و قضيه فيصله مي يابد.

عشق شیشه ای 1378

جلال، بازیگر نقش های فرعی سینما که در عشق هم شکست خورده، قصد خودکشی دارد. او که ساکن اتاق شماره 212 در مسافرخانه «گل‌ها» است ابتدا تصمیم می‌گیرد با طناب خود را حلق آویز کند، اما موفق نمی‌شود و ناچار در پی استخدام یک آدمکش برمی‌آید. «حسن چاخان» بازیگر سینما، نشانی یک آدمکش معروف به نام «رعد» را به او می‌دهد.

فیلادلفی 1389

گروهي براي رساندن آذوقه و دارو از طريق تونل‌هاي زيرزميني از مرز رفح مصر به مرز رفح غزه اقدام مي‌كنند كه در طول مسير اتفاقاتي برايشان رخ مي‌دهد...

خط آتش 1373

يك گروه پنج نفره از تكاوران ايراني براي يك عمليات برون مرزي وارد خاك عراق مي‌شوند. آنها در همان ابتداي كار با يك گروه عراقي كه در حال شكنجه دادن دو اسير هستند، مواجه و ناچار مي‌شوند با آنها درگير شوند. اين درگيري مأموريت اصلي آن ها را به مخاطره مي اندازد و...