برچسب عدالت ناقلی

موقعیت مهدی (عاشورا ل 31) 1400

مهدی باکری، فرمانده لشگر ۳۱ عاشورا از برادر کوچک‌ترش حمید می‌خواهد علی‌رغم مشکلاتی که برایش پیش آمده به منطقه برگردد و در کنار او باشد. حمید می‌پذیرد و همراه می‌شود. حالا بعد از عملیات خیبر، مهدی باید تنها به خانه برگردد...

عمودی ها 1396

سریال درباره کسانی است که در مجتمع های مسکونی زندگی می کنند و دردسرها و مشکلاتی از قبیل همسایه داری، مدیریت آپارتمان و پرداخت شارژ دارند.

کلبه ای در مه 1399

این سریال درباره روستایی در گیلان است که یک معدن مهم دارد و فردی در زمستان 1357 به آنجا می‌رود و وقایعی اتفاق می‌افتد. دختر اصلی این سریال نامش " میجان " است که با نامادری‌اش در روستایی در گیلان زندگی می‌کند. روزی جوانی زخمی و بدحال پیدا را می‌کند و میجان و نامادری‌اش طایه تصمیم می‌گیرند جوان زخمی را در کلبه‌ای که کسی از وجود آن خبر ندارد مخفی کنند و بعد معلوم می‌شود آن جوان یک فرد فعال سیاسی است و ماموران ساواک شاهنشاه به دنبال او هستند و اتفاقاتی پیرامون آن فرد اتفاق می‌افتد.

پیشی میشی 1398

پسری به نام چنگیز با پدر و دخترعمه و شوهر عمه خود زندگی میکند. به دلیل مشکلاتی که در زندگی آنها وجود داشته به صورت خانوادگی به دزدی روی می آورند. روزی پسر هنگام دزدی دستگیر میشود و توبه میکند. از این به بعد تصمیم میگرد به کار کردن در چهارراه بپردازد. چنگیز پس از تمیز کردن ماشین راننده درخواست پول میکند ولی راننده بجای پول به چنگی بلیط استخر میدهد. پدر چنگیز به او میگوید به استخر برود و بلیط را بفروشد.
چنگیز به استخر میرود و از قضا همزاد او در استخر است و هنگام بیرون آمدن از استخر با همزاد خود اشتباه گرفته شده و راننده چنگیز را به خانه میبرد. کامبیز که همزاد چنگیز میباشد به اشتباه همراه خانواده چنگیز میرود. کامبیز از خانه فرار کرده و به خانه خود میرود و با چنگیز رودرو میشود. این دو تصمیم میگیرند که بفهمند با همدیگر چه نسبتی دارند.
مادر کامبیز گربه ای دارد و به دنبال شوهر برای آن میگردد. در خانه چنگیز هم گربه ای به نام فلفلی وجود دارد. چنگیز و کامبیز تصمیم میگرند که پدر و مادر همدیگر رو رودرو کنند. پدر چنگیز را متقاعد میکنند تا فلفلی گربه خود را برای خواستگاری آنجلو به خانه مادر کامبیز برود. پدر چنگیز و مادر کامبیز به یکدیگر علاقه مند میشوند

خواستگار محترم 1385

احمد مرادي كه حدود 40 سال پيش به دليل عدم موفقيت در خواستگاري از دختري به نام «اختر» به فرانسه مهاجرت كرده، اينك بنا به توصيه پزشكان معالج خود به ايران بازمي گردد و همزمان به جست و جوي دوستان و آشنايان مي پردازد در حين اين جست و جو «اختر» را درمي يابد، اما...

لس آنجلس تهران 1397

ژوبین باید از لس آنجلس به تهران سفر کند تا مادربزرگش را ببیند. ولی او تا حالا ایران نبوده است. او در سفر با شخصی به نام ژان آشنا می شود. ژوبین و ژان به خانه مادربزرگ ژوبین می روند. ژوبین در فردا آن روز با آیدا ملاقات می کند. ژان می گوید که داماد ژیان است و دنبال بسته از پدرزن خود می گردد. ژوبین، آیدا و ژان به دنبال آن می گردند ولی چیزی پیدا نمی‌کنند. در آن خانه تابلوهای زیادی بود. آنها تصمیم فروش تابلو های نقاشی می گیرند. ژان در گالری عاشق لیندا می شود. لیندا یک تابلو را برای خرید انتخاب می کند. ولی آن تابلو ارث ژیان است. ژان مجبور می شود هویت اصلی خود ار فاش کند. او می کوید که من بهروز ژیان، پسر ژیان هستم. آیدا و بهروز (ژان) تصمیم به دزدی تابلو می گیرند. ولی ...

سیانور 1394

“وحيد افراخته” که مسلماني معتقد و دو آتشه و از اعضا شاخه نظامي سازمان مجاهدين است، پس از ترور يک مستشار نظاني امريکايي دستگير ميشود. بدون هيچگونه فشار و شکنجه اي از همرزمانش بريده و با ساواک همکاري ميکند. کل تيم و تشکيلات لو رفته و باعث دستگيري و اعدام نزديکترين دوستانش ميشود