از رئیس جمهور پاداش نگیرید 1387
یکی از مدیران ارشد به صورت کاملاً اتفاقی به سفر حج میرود و در این سفر اتفاقاتی برایش میافتد که ظاهرش خوشایند نیست، اما همه این اتفاقات ناخوشایند باعث میشود به معنا و مفهومی از سفر دست پیدا کند.
یکی از مدیران ارشد به صورت کاملاً اتفاقی به سفر حج میرود و در این سفر اتفاقاتی برایش میافتد که ظاهرش خوشایند نیست، اما همه این اتفاقات ناخوشایند باعث میشود به معنا و مفهومی از سفر دست پیدا کند.
دكتر مريم شيرازي با گروهي از پزشكان هلال احمر براي كمك به مردم عراق عازم اين كشور مي شود و تصميم به جستجو براي يافتن خواهر گمشده اش مي گيرد.
يوسف پسربچه يازده ساله اي است كه آرزو دارد نذر مادربزرگ اش را ادا كند و آن پهن كردن قاليچه اي در كربلا است كه نذر دايي امير است كه از دوران جنگ ايران و عراق به وطن برنگشته. يوسف، پنهاني قاليچه را برمي دارد و سوار اتوبوسي مي شود كه مقصدش كربلا است.
مجيد از خلافكارهاي يكي از محله هاي تهران، عاشق دختر ميرزا (يك گيوهدوز عارف) است و شرط ازدواج او سربه راه شدن است. مجيد براي رسيدن به نرگس دست به دروغ و كلك مي زند اما نقشه اش افشا مي شود. مجيد در سرراه خود احساس مي كند كه رقيبي وجود دارد كه از بچه هاي جبهه اي است و براي اينكه از او عقب نيفتد، با نوچه هاي خود راهي جبهه مي شود تا اينكه...