برچسب عباس محبی

محاکمه 1377

این مجموعه تلویزیونی، بازگوکنندهٔ بخشی از تاریخ معاصر ایران است. گروهی که به اجرای قانون و عدالت علاقمند هستند برای برپایی دادگاه محاکمهٔ شهربانی رضاشاه، دچار مشکلات فراوانی می‌گردند.

مرز خوشبختی 1396

داستان این سریال دربارهٔ جوانی شهرستانی به نام امیر (امیرحسین آرمان) است که برای تحصیل به تهران می‌آید و جزو نخبگان علمی می‌شود، او به خواهر دوستش که در یک طلا فروشی کار می‌کند علاقه دارد، اما پدر دختر راضی به این وصلت نیست. از سویی دیگر امیر مجبور می‌شود در سرقت از طلا فروشی با دوستش حمید (پوریا پورسرخ) همکاری کند. امیر برای جلوگیری از فروش طلاها توسط حمید، مخفیانه به همراه طلاها از تهران می‌رود اما ساک حاوی طلاها در شهر محلات با ساک یک روحانی (مهدی سلوکی) عوض می‌شود و…

تولدی دیگر 1378

مجموعه خانوادگی «تولدی دیگر» داستان زن و شوهری مرفه است که در آستانه کشمکش طلاق با وجود سه فرزند هستند. ماجرای داستان از آنجا آغاز می‌شود که این زن و شوهر موقع رفتن به یک میهمانی در لواسان در حین مشاجره دچار حادثه شده و ماشین آنها به دره سقوط می‌کند و آتش می‌گیرد. شوهر در آخرین لحظات از اتومبیل بیرون می‌پرد و به کمک نیروهای امداد نجات پیدا می‌کند، اما در این تصادف اثری از زن وجود ندارد. زن که چهره‌اش سوخته، توسط یک دکتر جراح پلاستیک پیدا می‌شود و پس از تغییر چهره به صورت پرستاری ناشناس به منزل سابق خود بر می‌گردد و این بار به نوعی دیگر برخورد می‌کند. به طوری که فرزندان، همسر و مادر شوهر خود را به شدت مجذوب می‌کند تا جایی که آن‌ها به شخصیت اصلی او پی برده و همسرش مجدداً از او تقاضای ازدواج می‌کند.

کامیون 1398

نادر سهرابی، (مهدی هاشمی) پیشکسوت فوتبال است که مدتی روی کامیون باربری کار می‌کند و اتفاقی با سه دانشجو: صابر (بهنام شرفی)، وحید (علی عامل هاشمی) و اشکان (هادی مرتضی زاده) که صاحب‌خانه به دلیل مشکلاتی اثاثیه‌شان را به خیابان ریخته‌است، آشنا شده که این آشنایی زمینه‌ساز اتفاقات مختلفی در روند داستان می‌شود.

آپارتمان شماره ۱۳ 1369

ماشاءالله ايرانمنش از كرمان راهي پايتخت مي شود تا ارث پدري اش، آپارتمان شماره ي 13 را بفروشد و كارگاه تراشكاري كارفرماي خود را در زادگاهش خريداري و با دختر محبوبش ازدواج كند؛ اما آپارتمان به دليل وجود ساكنان مجتمع كه آدم هاي بدقلقي هستند فروش نمي رود؛ ابراهيم در كنار در ورودي آپارتمان بساط ميوه فروشي به پا كرده؛ ديگري يك شركت خصوصي؛ يكي مطب دندانپزشكي و چهارمي آرايشگاه زنانه. هيچ خريداري حاضر نمي شود خود را با اين آدم ها گرفتار كند. ماشاءالله ايرانمنش عاقبت با تمهيدي همسايه ها را به همكاري وامي دارد و آپارتمان خود را به برادر ابراهيم واگذار مي كند.

دندان طلا 1370

علي اكبر روستايي ساده دل براي اولين بار يك جفت دندان مصنوعي را از شهر به ده دورافتاده خود وارد مي كند.مردان ده كه اكثراً از نداشتن دندان و يا پوسيدگي آن رنج مي برند با تمايل و علاقه بسيار براي به دست آوردن دندان او تلاش مي كنند.در اين ميان زينال باجناق علي اكبر كه از مشاركت هاي مختلف با روستائيان خاطرات خوش و موفقي دارد،با طمع به درآمد بيشتر با فروش سه دانگ از دندان مصنوعي خود به زينال موافقت نموده و مقرر مي شود كه دندان برنامه ريزي به طور مشترك مورد استفاده دو قرار گيرد. اما در عمل ماجراهاي مضحكي رخ مي دهد.

روسری آبی 1373

«رسول رحماني» مالك يك مزرعه گوجه فرنگي است و كارخانه‌اي هم در كنار آن دارد. او كه چند سال پيش همسرش را از دست داده است، تنها زندگي مي‌كند. «نوبر كرداني» زني است كه سرپرستي خانواده‌اش را به عهده دارد و ناچار است كار كند. او به همراه چند زن ديگر براي كار در مزرعه انتخاب مي‌شود و...

همه دختران من 1372

اسفنديار روييني كه صاحب شش فرزند دختر است انتظار فرزند هفتم را مي كشد، اما فرزند هفتم نيز دختر است. اسفنديار پس از آن كه از دريافت مساعده از اداره اش نااميد مي شود به شركت مهندسان مشاور مراجعه مي كند كه در آن جا در ازاي بهره ي ماهانه سرمايه گذاري كرده است. مهندس فروغ تقاضا مي كند كه با سودابه، دختر بزرگ اسفنديار، ازدواج كند و در ازاي آن يك واحد مسكوني با قيمتي مناسب به اسفنديار و خانواده اش واگذار كند. سودابه كه به عقد كارمند جواني به نام علي درآمده تصميم پدر را نمي پذيرد. اسفنديار قصد دارد خانه ي مسكوني اش را كه در محله ي پر رفت و آمد است بفروشد تا خانه ي جديدي بخرد، اما موفق نمي شود. سودابه و علي به خانه ي مهندس مي روند و در آنجا متوجه مي شوند كه مهندس از سه روز قبل خانه اش را ترك كرده است. آنها به محل كار مهندس مي روند و با انبوه طلبكارها روبرو مي شوند. علي به دوستانش در دادستاني مراجعه مي كند و اسفنديار و خانواده اش نيز كه از موضوع با خبر شده اند به فرودگاه مي روند و مهندس را كه با چهره ي مبدل قصد فرار دارد دستگير مي كنند.