پنج دری 1392
سریال پنج دری روايتگر داستان زندگي خانواده اي پرجمعيت است که به اجبار به همراه تمام فرزندانشان در خانه پدري بايد در کنار يکديگر زندگي کنند. هر يک از اعضاي خانواده داراي مشکلاتي هستند که در هر قسمت به آن پرداخته خواهد شد… .
سریال پنج دری روايتگر داستان زندگي خانواده اي پرجمعيت است که به اجبار به همراه تمام فرزندانشان در خانه پدري بايد در کنار يکديگر زندگي کنند. هر يک از اعضاي خانواده داراي مشکلاتي هستند که در هر قسمت به آن پرداخته خواهد شد… .
«خانه دوستی» ماجرای فرزند شهیدی است که با مشورت و همفکری پدربزرگ خود، خانه قدیمی وی را به یک مجموعه فرهنگی تبدیل می کند. پس از راه اندازی این مؤسسه فرهنگی، عده ای از جوانان محل در آن مشغول فعالیت می شوند و در ادامه سریال ماجرای زندگی هر کدام از این افراد، به داستان یک قسمت از این سریال تبدیل می گردد.
فردی دفتر ازدواج و طلاق دارد و مشاوره خانواده هم هست. برادرش در خارج از کشور مجری شبکههای معاند شده و همین مسأله برای او مشکلات زیادی فراهم ساخته، به توصیه یکی از دوستانش برای اینکه جو متشنج کمی آرام شود و او کمی از حاشیه دور بماند راهی مسافرت میشود و در مسیر به خانم جوانی آشنا میشود.
داستان این سریال روایتگر زندگی شخصی بنام پرویز است که مدتی است زندگیش دچار بحران شده و یک ماه فرصت دارد تا پول تهیه کند. از این رو به همراه دوستش شهاب به سراغ کارهای مختلفی رفته و در هر کار شکست می خورد و دردسری جدید برایشان رخ می دهد، تا اینکه با پیرمردی آشنا می شوند و با توصیه های وی، بسیاری از شغل های کاذب را تجربه کرده و در فضایی طنز با مشکلات جدید مواجه می شوند.
سعید سنگی باغچه ای را که پدرش به نیت هزینه ازدواج سه خواهرش کنار گذاشته را فروخته و مزرعهٔ شترمرغ راه انداختهاست. غافل از اینکه نوه عموی جوانشان احسان سنگی، عاشق سحر خواهر کوچکتر سعید شدهاست. نیت احسان برای ازدواج با سحر همزمان میشود با از دست رفتن مزرعه در اثر یک کلاهبرداری بزرگ. سعید شرطهایی برای ازدواج احسان و سحر میگذارد که تن هر بیدی را میلرزاند. اما احسان سنگی گویی چنار است و با هیچ شرطی نمیلرزد. حالا سعید باید قبل از تحقق شرایط باید مزرعه را احیا کند، وگرنه اتفاقی میافتد که نباید بیافتد…
با پیدا شدن کلاه گیسی زنانه در ماشین داماد درست چند شب قبل از عروسی، دو خانواده درگیر میشوند، چون پدر عروس همان روز ماشین داماد را قرض گرفته است و …
داستان فیلم یک طنز ورزشی است که تقابل دو نسل در ورزش های مدرن و کهن را روایت می کند.
داستان چمدانی است که در تهران گم میشود و دست به دست میچرخد. درب چمدان باز نمیشود و هرکس درباره آن نظری دارد. هرکس فکر میکند آرزوهای او در این چمدان دربسته است. چمدان وارد خانوادههای مختلفی میشود