برچسب عباس ظفری

دنده معکوس 1387

داستان دختری را روایت می‌کند که برادرش به علت بدهی دو روز مانده به عید دستگیر می‌شود و او برای آزاد کردن برادر، تصمیم به فروش ماشین کهنه خود می‌گیرد. از طرفی شخصی ادعا می‌کند که این ماشین متعلق به پدر نامزدش است که مدتی پیش به سرقت رفته است و ...

سیر و سرکه 1390

این سریال یک طنز اجتماعی است و در واقع تلاش زن میانسالی را برای رفع و رجوع مشکلات خود و اطرافیانش و اراده‌ای که برای مهیا شدن جهت سفر به خارج از کشور برای دیدار فرزندش دارد را به تصویر می‌کشد. روند آماده‌سازی مقدمات سفر، زندگی ساده پیرزن را دستخوش تغییراتی می‌کند و …

اشک ها و لبخندها 1387

زنی به نام شمسی است که در پی تصادف در زندان به سر می‌برد او برای سرو سامان دادن به زندگی تنها پسرش خسرو که خلافکار نیز است، ۱۵ روز از زندان مرخصی می‌گیرد، و از دختر برادرش، حشمت که سینماداری قدیمی است برای پسرش خواستگاری می‌کند، حشمت که جرئت نه گفتن به خواهرش را ندارد، برای دست به سر کردن او دروغی تازه به شمسی می‌گوید، غافل از این که این دروغ به ظاهر کوچک همه چیز را به هم می‌ریزد.

جیران 1400

داستان سریال جیران، در زمان قاجار سپری می شود. این سریال روایتگر دوران ناصرالدین شاه و زمان پس از مرگ امیرکبیر است. داستان این سریال در رابطه با عشق ناصرالدین شاه به یکی از زنان حرمسرایش به نام “جیران” است. جیران به عنوان اولین سوگلی ناصر الدین شاه شناخته می شود.

فردا دیر است 1377

دکتر سارا عابدینی به اتفاق یکی از اساتید قدیمی خود یک مرکز مشاوره درمانی تأسیس می‌کند. به تدریج یک مددکار اجتماعی به نام حبیب بابایی و دختر جوانی به نام شیرین به عنوان منشی مرکز در آنجا مشغول به کار می‌شوند. بیمارانی که به مرکز مشاوره مراجعه می‌کنند و مشکلاتی که در زندگی شخصی دارند چهارچوب اصلی این مجموعه را تشکیل می‌دهد و …

علاءالدین 1374

پسری به نام “علاءالدین” چراغی قدیمی پیدا می کند. با لمس این چراغ صدایی از درون آن شنیده می‌شود و غول چراغ از آن بیرون می آید. نام این غول “روشنا” است و قادر به هر کاری می‌باشد. دوستی علاءالدین و روشنا باعث ماجراهایی می‌شود…

پهلوانان نمی میرند 1376

این مجموعه تلویزیونی داستانی در زمان قاجار را روایت می‌کند در شهر تهران که پهلوانان ورزش باستانی مورد اعتماد و احترام همه مردم بودند. ناگهان پهلوان اول پایتخت کشته می‌شود. در ادامه شخصیتهای دیگری چون پهلوان جواد کشته می‌شوند. در این راستا پهلوان نصرت فرزند اول پهلوان خلیل مرحوم پیگیر قضایای قتلهای مرموز شده و درمی یابد قتلها زیر سر یک فرد متظاهر و مکار (پهلوان اسد و دو شاگردش) است که در میانه داستان کنسول روس با انگیزه قتل سید محمد واعظ نیز با آنها همداستان شده‌است؛ ضمنا شازده معتمد و لوطی اصلان راهزن نیز تصادفا از هویت قاتلان مطلع شده اند. در انتها پهلوان نصرت به یاری دو تن از مریدانش (ارسلان و حشمت زرین) و پهلوان قلیچ و یک افسر نظامی باوجدان (میرزاعلی) قاتلان را به سزای اعمالشان می‌رساند.

روشن تر از خاموشی 1382

در زمانی که کشور از لحاظ سیاسی و اجتماعی، در شرایطی نابه‌سامان قرار گرفته و علاوه بر تهدیدات و دست‌اندازی مستعمران به خاک ایران، عده‌ای نیز در داخل داعیه حکومت دارند؛ صدرالدین محمد قوام شیرازی متخلص به ملاصدرا، در راه کسب علم و دانش قدم می‌گذارد. این فیلسوف برجسته، که روحی تشنه و مشتاق یادگیری دارد؛ در محضر دانشمندان و عالمان بزرگ اسلامی چون شیخ بهایی و میرداماد و میرفندرسکی درس می‌آموزد . . .