شوخی های خدا 1382
این فیلم داستان یک دیده بان است که از یک سو در زمان حصر آبادان با دشمنان مبارزه می کند و از سویی دیگر به مقابله با دزدی که به خانه اش آمده می پردازد…
این فیلم داستان یک دیده بان است که از یک سو در زمان حصر آبادان با دشمنان مبارزه می کند و از سویی دیگر به مقابله با دزدی که به خانه اش آمده می پردازد…
کارو نوجوان کرمانشاهی بعد از سالها تمرین به تیم ملی کشتی دعوت میشود؛ اما او…
سریال «عشق کوفی» قرار است روایتگر یک عشق در سال ۶۱ هجری قمری باشد که اتفاقات کوفه و کربلا آن را دستخوش تغیراتی میکند.
این فیلم به ماجرای راه اندازی سینمای متروکه متروپل آبادان در دل جنگ و محاصره شهر میپردازد. چندین نفر میخواهند در بحبوحه محاصره، سالن متروپل را دوباره به زندگی برگردانند. این موقعیت به ظاهر کوچک، در بستر جنگ به حرکتی بزرگ و معنادار تبدیل میشود.
این سریال به مناسبت سال پیامبر اعظم (ص) و براساس احادیث و سخنان بجا مانده از آن حضرت طراحی شده تا از این منظر در فضایی مثل یک کلانتری که لوکیشن اصلی سریال است ، به مسائل و مشکلات مختلف جامعه بپردازد.
قصهٔ سریال «پایتخت ۶» با فوت بابا پنجعلی و اهدای اعضای بدن او آغاز میشود.بهبود فریبا(مهران احمدی) پس از سالها به ایران بازمیگردد اما ماجراهایی برایش پیش میآید که فهیمه(نسرین نصرتی) را از شوهرش دلسرد میکند. بهبود در این فصل به بیماری سندرم دست بیقرار مبتلا است. بهتاش(بهرام افشاری) که در فصل ۵ بیکار و آس و پاس بود، حالا دروازهبان باشگاه فوتبال نساجی مازندران شدهاست و به بازیکن فوتبال پیتر چک علاقه دارد و نقی معمولی هم سیاسی شده و راننده و محافظ شخصی نمایندهٔ مجلس است. هما، همسر نقی هم گویندهٔ اخبار شدهاست. ارسطو با فردی به اسم کاووس ناخواسته وارد فروش مواد مخدر میشود و از ماشین نقی که رانندهٔ نمایندهٔ مجلس است، برای جابجایی مواد استفاده میکند،بهتاش هم که در پست دروازه بان برای نساجی درخشیده به پانایتینایکوس یونان میپیوندد. آن طرف هم رحمت با خانم بیاتی ازدواج میکند. بعد از این اتفاقات به یک سال بعد می رود که برادر هما از نقی به جرم مبتلا کردن پدر خود به بیماری کرونا شکایت می کند. ارسطو هم که به جرم توزیع و پخش مواد مخدر دستگیر شده بود آزاد میشود و به کار توزیع شلوار می زند. همچنین رحمت سه قلو دار میشود. بهتاش شب قبل تحویل سال متوجه میشود که از تیم پاناتینایکوس اخراج شده. بالاخره ستار برادر هما شکایتش را پس میگیرد و از نقی میگذرد.
ارسطو ماشین شاسیبلند میخرد و خانواده را برای خوردن هویج بستنی میبرد، اما در میانهٔ راه ماشین چپ میکند و در آب میافتد. خانوادهٔ نقی معمولی بر سر این اتفاق صدمات شدیدی دیدهاند و نقی برای این موضوع رابطهاش را با ارسطو قطع میکند. او برای عوض شدن روحیهٔ خانواده پس از این حادثه، آنها را به ترکیه میبرد. در میانهٔ راه، نقی با ارسطو روبرو میشود و درگیری لفظی میان این دو رخ میدهد، اما پس از آن با هم صلح میکنند. آنها در کشور ترکیه سوار بر بالن میشوند. مسئول هدایت بالن بر اثر مصرف مشروبات الکلی سکته کرده و منجر به مرگش میشود. سپس بالن آنها را به سمت سوریه و جبههٔ داعش میبرد. خانوادهٔ نقی با داعشی پیشین به نام الیزابت آشنا میشوند و از طریق وی میفهمند که در سوریه هستند. سپس برای نجات خود به سمت لاذقیه میروند. آنها به شهر لاذقیه میرسند و به کارخانهٔ متروکهای میروند. در آنجا با عدهای داعشی روبرو میشوند و خانوادهٔ نقی توسط این افراد گروگان گرفته میشوند اما سرانجام توسط نقی نجات پیدا میکنند. آنها پس از نبرد با عدهای داعشی دیگر درگیر میشوند و پس از کشتن آنها به کمک ارتش سوریه سوار هلیکوپتر میشوند و نجات پیدا میکنند.
چهلمين روز بعد از آغاز جنگ تحميلي، درياقلي سوراني پس از آن كه خانواده اش را از شهر آبادان راهي مي كند، به اوراق فروشي خود در حاشيه بهمن شير برمي گردد و با ماجراهايي روبرو مي شود...