هتل بسیار بسیار عجیب 1404
این مجموعه داستان چهار کودک را روایت میکند که هتلی عجیب را مدیریت کرده و میزبان شخصیتهای علمی و فرهنگی هستند.
این مجموعه داستان چهار کودک را روایت میکند که هتلی عجیب را مدیریت کرده و میزبان شخصیتهای علمی و فرهنگی هستند.
سریال «بیعاطفه»، داستان آشنای اختلاف کهنه و دیرینهی دو برادر، کامران و بهرام، است که در طی سالها حلنشده باقی مانده و مانند سدی در مقابل عشق شکلگرفته میان فرزندان آنها قرار میگیرد. عاطفه و علی که سالها از هم خبر نداشتند، در اینستاگرام یکدیگر را پیدا میکنند و همین موضوع سبب شکل گرفتن ارتباط بیشتر و علاقه بین آنها میشود؛ دقیقا جایی که درام شکل میگیرد و مخاطب را با خود همراه میکند. نفرت حاصل از اختلاف قدیمی دو برادر بر سر ملکی موروثی از یک طرف، و عشق شکلگرفته میان نسل بعدی خانواده از طرفی دیگر، همان موضوع آشنای تقابل عشق و نفرت است ....
داستان این فیلم حول محور دو غریبه به نام خرداد و بهرام است یک کیف پر از دلار پیدا میکنند و پس از این اتفاق با چالشهای زیادی روبرو میشوند.
داستان این مجموعه حول محور زندگی منیژه است که پس از سالها دوری از ایران، برای یافتن گمشدهاش به کشور بازمیگردد. اما تقدیر برای او شگفتیهای بیشتری در نظر گرفته است. فضای داستان در زندگی خانوادههای روحانیون میگذرد و بهعنوان یک ملودرام زنانه، روایتهای متفاوتی از زندگی این خانوادهها را به تصویر میکشد. در این سریال، همسران شخصیتهای اصلی همگی روحانیونی هستند که برای تبلیغ به مناطق مختلف رفتهاند و در این مسیر با ماجراهای گوناگونی مواجه میشوند.
داستان این سریال از دهه ۷۰ آغاز میشود و در قالب دو فصل به دوران جوانی هادی میرسد. هادی در بزرگسالی مشغول فعالیت های فرهنگی جهادی می شود و گروهی از نوجوانان را با خود همراه می کند. چالش های آنها در این مسیر به نمایش در می آید.
گرفسور در حال آزمایشات مختلف بر روی یکی از گربه های اهالی گربستان است. او قصد دارد با پژوهش روی گیاهان راهی برای طولانی کردن عمر گربه ها پیدا کند. حاکم شهر گربه ها از طریق مشاورش تیزگربه متوجه تحقیقات و توانایی گرفسور شده و قصد دارد گرفسور را برای طولانی شدن عمر خودش به خدمت بگیرد. گرفسور لاجرم پیشنهاد را پذیرفته و راهی شهر گربه ها می شود. گربه های گربستان نیز از سخت گیری های پلیس گربستان به تنگ آمده و قصد رفتن به شهر گربه ها را دارند غافل از اینکه….
حمزه و عباس تصمیم میگیرند در روز جشن ازدواج پسر کیانوش به باغ او دستبرد بزنند. این ماجرا با سقوط یک هواپیمای بمبافکن عراقی در نزدیکی باغ همزمان میشود. سقوط هواپیما و ورود خلبان آن به باغ کیانوش ماجراهایی را رقم میزند.
گربه های گربستان به طمع رسیدن به آرزوهای خود قصد دارند با شرکت در مسابقه ای که دسیسه مشاور حاکم شهر گربه هاست، شرکت و به شهر گربه ها عزیمت کنند، غافل از اینکه حاکم به کمک تحقیقات و کشفیات گرفسور تصمیم دارد عمر آنها را گرفته و به خودش اضافه کند حاکم شهر گربه ها با این کار بیشتر از همه گربه ها عمر خواهد کرد، اما شنگول و گربه های دیگر با نقشه ای به کمک گرفسور که تحت فشارهای حاکم خسته شده است، می آیند تا...