عکسهای سریال سالهای ابری + بازیگران,داستان و زمان پخش


زمان جنگ است، درمانگاه صحرايي بمباران مي شود. امدادگران هلال احمر يك رزمنده ي قطع نخاعي را همراه خود و به سمت نيروهاي ايراني مي آورند و در اين راه به مشكلات زياد برمي خورند...
اسد دادوند و نامزدش، شكوه تكاوندي، قرار گذاشته اند كه پس از يافتن خانه اي اجاره اي ازدواج كنند. اسد پس از مدتي تلاش به كمك برادرش، امين، خانه اي پيدا مي كنند كه در اجاره ي مرد عيالواري است به نام گلدوست. گلدوست، كه وضع مالي مناسبي ندارد، قادر نيست خانه ي جديدي پيدا كند. او عاقبت پس از كش مكش هاي فراوان و طرح دوستي با اسد خانه را تخليه مي كند و به كمك همسر و فرزندانش تصميم مي گيرد آلونكي در حلبي آباد حاشيه ي شهر بسازد. او در شب ازدواج اسد و شكوه به آن دو اطلاع داده كه به زادگاهش شيراز بازگشته است.
كمالي صاحب تنها خانه مجلل كوچه خورشيد كه همراه همسرش نرگس خاتون از حضور يك مرد و خرسش در محله ناراضي اند، تلاش مي كنند تا او را از محله بيرون كنند در مقابل، بچه هاي محله كه نمي خواهند تنها سرگرمي خود را از دست بدهند، با كمك خاله خراساني به دفاع از خرس برمي خيزند.
زينت بهورز در روستاي زادگاهش در خانه ي بهداشت به مداواي اهالي مشغول مي شود. او كه قرار است با حامد ازدواج كند با مخالفت مادر حامد روبرو مي شود. وقتي كوشش هاي زينت براي راضي كردن حامد به نتيجه نمي رسد پدر زينت نيز با زينت مخالفت مي كند و لباس ها و وسايل كار او را در آتش مي سوزاند. بالاخره زينت به خانه ي شوهر مي رود و كماكان به كار در درمانگاه ادامه مي دهد. يك روز زني روستايي كه كودكي بيمار دارد با اصرار از زينت مي خواهد كه فرزند بيمارش را مداوا كند. زينت به رغم مخالفت مادر همسرش و واكنش منفي حامد به بالين كودك بيمار مي رود و عاقبت حامد را متقاعد مي كند كه همراه با او براي مداواي كودك بيمار به شهر برود.
+ زمان پخش مجموعه و فصل دوم
مهندس فريدون بهنام بعد از دوازده سال از آمريكا به ايران آمده و بطور اتفاقي دوست قديمي اش مجيد قانع را مي بيند و در ميهماني هاي مجيد و دوستانش شركت مي كند و بعد از چند بار رفت و آمد با خانواده ي دوستان مجيد، از ثريا دختر سرهنگ مودت خواستگاري كرده و مراسم عقد را برگزار مي كنند. بهنام قصد مجتمع سازي در خارج از تهران را دارد و از مجيد، سرهنگ مودت و دوستانشان ماشاءالله خلفي و استاد اكبر و طغرل مي خواهد كه در اين سرمايه گذاري شركت كنند و آن ها هم به اتفاق همسرانشان همه ي اموالشان را پول نقد كرده و تحويل مهندس بهنام مي دهند، اما فرداي آن روز مطلع مي شوند كه بهنام تمامي پول ها را برداشته و هيچ نشانه اي از خود باقي نگذاشته است تا اينكه بهنام با ثريا تماس مي گيرد و از او مي خواهد كه با هم به خارج از كشور بروند اما ثريا قبول نمي كند و فريدون بهنام پول ها را به صاحبانش برمي گرداند.
حمید زاهدی یکی از دوستان قدیمی مازیار معافی (روانشناس) بعد از دو سال نزد او می رود و از او درخواست می کند که نامزدش (رویا) را که به اتهام قتل برادرشوهرش دستگیر شده مجنون و روانی جلوه داده تا دادگاه در مجازات او تخفیف قائل شود و...