برچسب عارف برهمن

خانه اسرارآمیز 1388

سعید دانش آموز پنجم ابتدایی، ذهن خیال پردازی دارد. او تلاش می کند به دوستان و همکلاسی های خود بفهماند، خانه قدیمی که روبروی خانه آنها قرار گرفته یک خانه عجیب و اسرار آمیز است. و اگر بتوانند به داخل آن خانه بروند می توانند به توانایی های عجیب و غریبی دست پیدا کنند. در این خانه قدیمی معلم محبوبی به اسم سیامک قادر زندگی می کند که روش تدریس او زبانزد اهالی محل و حتی آموزش و پروش می باشد. سعید دوستان خود را متقاعد می کند که توانایی سیامک قادر در درس دادن به دلیل اکسیری است که او در این خانه اسرار آمیز می سازد و می خورد. سیامک قادر به دلایل شغلی مجبور است چند وقتی خانه را ترک کند و از آن محل برود. سعید هم فرصتی پیدا می کند تا با کمک دوستانش به آن خانه برود. همین که می خواهد از دیوار خانه قدیمی به داخل بپرد ...

سگ بند 1398

داستان فیلم با روایت زندگی رضا عیاران [با نقش‌آفرینی مرحوم سیروس گرجستانی] آغاز می‌شود. رضا عیاران که پیرمردی محترم و دوست‌داشتنی است در یکی از محله‌های قدیمی تهران زندگی می‌کند و سرپرست یکی از خانواده‌های محترم محله‌ خودش هم لقب می‌گیرد.او سه فرزند دارد که هر کدام شخصیت خاص خودشان را دارند؛ فردین عیاران [با نقش‌آفرینی امیر جعفری] فرزند ارشد و عاقل خانواده است. فرزاد [با هنرنمایی بهرام افشاری] فرزند دوم و میانی خانواده عیاران است که جوانی احساسی، غیرتی و طمع‌کار است. فرزانه [با نقش‌آفرینی نازنین بیاتی] کوچک‌ترین فرزند خانواده عیاران لقب می‌گیرد که همواره با فرزاد درگیر می‌شود.

با مرگ رضا عیاران، فرزندان او درگیر مسائلی می‌شوند که در نهایت آن‌ها را به کوهی از قرض و بدهی می‌رساند. بنابراین فردین و فرزاد به عنوان پسران رضا عیاران تصمیم می‌گیرند تا با ورود به جهان خلافکاری‌ها از بدهی سنگین خود بکاهند.

فال قهوه (انتهای بزرگراه) 1389

انتهای بزرگراه داستان دو نفر به نام های رضا و ترگل شهشهانی را روایت میکند که در روزی که برای ثبت عقد رسمی خود آماده رفتن به دفترخانه می شوند همه چیز آنطور که برنامه ریزی شده بود اتفاق نمی افتد و…

بی گناه 1400

بهمن مردانی برای کشف راز آنچه بیست و پنج سال قبل باعث فرار او به خارج از کشور شده بود به ایران باز می گردد ، خانواده رشید فرشباف استاد مشهور طراحی فرش را در موقعیت تازه ای قرار می دهد، موقعیتی بسیار عجیب...

خط فرضی 1398

سارا به همراه همسرش حامد و دختر خردسالشان به یک عروسی در شمال ایران دعوت شده‌اند، اما حامد به دلیل مشکلات کاری نمی‌تواند به این سفر برود و این سرآغاز اتفاقی است که زندگی سارا را دگرگون می‌کند.

دیوار 1391

جمیل، رئیس یک باند تبهکاری است که توسط همسر خواهرش، سرهنگ یونس سبزی به زندان افتاده‌است. او ۱۵ سال زندان بوده‌است. او در آستانه رهایی از زندان، از دلبستگی میان دخترش (خورشید) با پسر سرهنگ سبزی (امیرحسین) مطلع می‌گردد و با اینکه کینه و نفرت نسبت به یونس، سرتاسر وجودش را گرفته، با ازدواج فرزندانشان موافقت می‌کند. اوکه در تمام این سال‌ها به انتقام فکر می‌کرده، در روز عقد دخترش از زندان آزاد می‌شود و …