موج اف ام ردیف 48 1397
روی موج اف ام، ردیف 48 اتفاقاتی در حال وقوع است.
روی موج اف ام، ردیف 48 اتفاقاتی در حال وقوع است.
این فیلم داستان مردی به نام کمال است که به اتفاق همسرش طلعت از شهرستان راهی تهران میشوند تا فرزندانشان را ببینند اما دخترها و پسرها آن قدر درگیر مشکلات زندگی شدهاند که نمیتوانند از پدر و مادرشان پذیرایی کنند.
این سریال داستان دختری به نام یلدا را روایت میکند که دانشجوی رشته سینماست و تصمیم دارد برای پایان نامه خود، فیلمی برای کودکان سرطانی بسازد. او در مراجعه به بیمارستانی، با مونا که آرزوی بازیگری دارد آشنا میشود. در سریال به خاطر مونا یلدا سعی دارد به کمک همسرش، مونا را به آرزویش برساند که این آرزو مسیر داستانی این سریال را شکل می دهد.
داستان این فیلم درباره زوج جوانی است که بلند پروازیهای مرد باعث اتفاقاتی میشود که رگههایی از طنز دارد.
نفر سوم، داستان یک فیلمساز دفاع مقدس است که مدتهاست دیگر فیلم نمیسازد. وی توسط دوستانش به بیمارستانی فراخوانده میشود و در آنجا از او میخواهند با یک جانباز شیمیایی که روزهای آخر عمرش را میگذراند، مصاحبه کند. او ابتدا نمیپذیرد، ولی وقتی که قبول میکند، جانباز به شهادت میرسد.
فیلم داستان مرد جوانی به نام حامد است که با داشتن یک کارخانه کوچک، وضع مالی خوبی داشته و به همراه همسر و دخترش زندگی آرامی را میگذراند. در همین بین، روزی از بانک به او اطلاع میدهند که برنده فیش سفر حج شده است. وی که به خاطر عزیمت به خانه خدا، تصمیم میگیرد به دنبال حلالیت گرفتن از کسانی میرود که دینی به گردن او دارند. در این میان داستان وارد گذشته حامد میشود، زمانی که وضع مالی بسیار بدی داشته و همسرش نیز در بیمارستان بستری بوده. او که تحت فشار زیادی است، مقداری طلا را پیدا کرده و با فروختن آنها هزینه درمان همسرش را میدهد. حال که به دنبال یافتن صاحب طلاها میرود، درمییابد همین کار او باعث شده خانواده دیگری مورد اتهام قرار گرفته و اتفاقات بسیار بدی برایشان رخ دهد. در نهایت و پس از مشکلات فراوان، حامد موفق میشود حلالیت بگیرد، اما فیش حج خود را به مردی که در اثر اشتباه او متهم شده بوده میبخشد.
این سریال داستان تاجری میباشد كه به سراغ كیمیاگری به نام اجمی مجیجان میرود. او از این كیمیاگر میخواهد به او معجونی دهد تا عمرش طولانی شود. هر چه اجمی مجیجان به او اصرار میكند كه عمر دست خداوند است، این تاجر به حرفهای او توجه نمیكند و اكسیری از وی گرفته و مینوشد و همین مساله باعث میشود او به یك قورباغه تبدیل شود. این جادوگر به شرطی حاضر میشود اكسیر تبدیلشدن تاجر قورقوری به انسان را بدهد كه او تا پایان عمر كار بدی مرتكب نشود.
پيدا شدن گهواره كودكی در جريان مراسم عزاداری اربعين حسينی ماجراهايی را برای متولی امامزاده رقم میزند، دردسرهايی كه وحدت اهالی روستا را نيز به دنبال دارد.