خودکار عطری 1400
داستان این فیلم در رابطه با کودک و نوجوانانی است که به جای قلم مجبور می شوند اسلحه دست بگیرند و بجنگند. درواقع این فیلم داستان کودکان و نوجوانانی است که به اجبار از پشت میز های مدرسه برای دفاع از خانواده خود وارد میدان جنگ شدند.
داستان این فیلم در رابطه با کودک و نوجوانانی است که به جای قلم مجبور می شوند اسلحه دست بگیرند و بجنگند. درواقع این فیلم داستان کودکان و نوجوانانی است که به اجبار از پشت میز های مدرسه برای دفاع از خانواده خود وارد میدان جنگ شدند.
فیلم “اپاتان” روایتگر روزهای اول جنگ ایران و عراق در سال ۵۹ است. در روز عروسی طیبه و یاسر؛ داماد برای حفظ خاک و ناموس به ناگاه عروسی را ترک می کند و طیبه در جستجوی همسر، تن به کوچ و جستجوی اجباری می دهد.
آقای ترابی یکی از مهندسین پروژه مهم بنزین سازی پالایشگاه آبادان آماده سفر تفریحی به خارج از کشور می باشند اما به ناگاه از سوی مسئولین جهت حضور در آبادان فرا خوانده می شود ، آقای ترابی برای حفظ وابستگی خانواده و همچنین انجام مسئولیت با ترفندی تصمیم می گیرد که خانواده خود را به آبادان بیاورد . و طی این سفر خانواده ترابی تحت تاثیر فرهنگ و خصوصیات خانوده آبادانی قرار می گیرند و در نهایت از سفر خود به خارج منصرف و ماندن در آبادان را ترجیح می دهند .
داستان فیلم دربارهٔ ماههای آغازین جنگ تحمیلی است. دورانی که خانوادههای شهرهای مختلف خوزستان به ناچار خانه، کاشانه و همهٔ دلبستگی خود را رها کردند و به شهرهای دیگر پناه بردند تا جان خود را نجات دهند. اما در این میان مادری قصد ندارد خانه و کاشانهٔ خود را رها کند در این میان پسر بزرگتر و نوجوان خانواده، از دست این تصمیم مادر عصبانی است. مدام به جان مادر غر میزند که مانند تمام اهالی محل از آن جا بروند تا از بین نرفتهاند. به هر بهانهای با مادر بحث میکند و حرف از رفتن میزند. مادر اما بیش از آنچه یدو تصورش را دارد عاشق خانهای است که در آن مادر شدهاست.
در آخرین روز تابستان سال 1359 وقتی فرشته و خانوادهاش آماده میشوند در جشن عروسی یکی از اقوام نزدیک شرکت کنند، غرش صدای هواپیماهای جنگندهای که از مرز عبور کردهاند موجب میشود پدر فرشته تصمیم بگیرد از خیر عروسی خواهرش بگذرد و خانوادهاش را از مهلکه بدر ببرد...
داستان فيلم به اوايل جنگ و حمله عراق به خرمشهر باز مي گردد. اين نوجوان تنها به انگيزه دفاع از آب و خاك و ناموس، رشادت هاي بسياري را بروز داده است. اين نوجوان در ابتدا به دست نيروهاي عراقي مي افتد و مورد ضرب و شتم قرار مي گيرد اما اعتماد عراقي ها را جلب كرده و مواد غذايي، مهمات و گراي دشمن را به نيروهاي ايراني مي رساند.