آیریلیق 1393
ماجرا از این قراره که دختر امیرعلی گم میشه و تنها کسی که میدونه دخترش کجاست زنی هست که به علت کینه دیرینه از بازگو کردن ماجرا خودداری میکنه فردی آلمانی مشکلی براش بوجود میاد که با دادن نذری در تبریز میخواد مشکلش حل بشه که امیرعلی متوجه میشه دختر مرد آلمانی همان دختر خودش است
